کشف ابزارهای نقاشی عجیب میکلآنژ در جریان مرمت کلیسای سیستین

مرمت تازه کلیسای سیستین پس از ۳۰ سال، به کشفی جالب درباره شیوه نقاشی میکلآنژ انجامید. پژوهشگران با بررسی نقاشی عظیم «داوری واپسین» دریافتند این هنرمند برای ایجاد خطوط موازی و الگوهای پیچیده از قلمموهای سفارشی چندسر استفاده میکرده است؛ ابزاری که به او امکان میداد تکنیکهای مجسمهسازی را در نقاشی نیز به کار بگیرد. در جریان این مرمت، جزئیات بیشتری از خودنگارههای پنهان میکلآنژ نیز آشکار شد.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، بهار امسال، واتیکان برای نخستین بار در ۳۰ سال گذشته، کلیسای سیستین را مرمت کرد. مرمتگران طی سه ماه لایههایی از لاکتات کلسیم را از روی نقاشیهای دیواری بینقص قرن شانزدهمیِ اثر میکلآنژ پاک کردند. این ماده نمکی سفیدرنگ، از عرق خشکشده میلیونها بازدیدکننده و همچنین گچ بهکاررفته در دیوارهای کلیسا تشکیل شده بود و بهتدریج روی این آثار هنری نشسته بود.
هنگامی که کارشناسان از داربستهای موقت بالا میرفتند و برای پاککردن آلودگیها از آب مقطر و کاغذ جاذب ژاپنی استفاده میکردند، فرصتی کمنظیر یافتند تا شاهکارهای پررنگولعاب میکلآنژ را از فاصلهای نزدیک مشاهده کنند.
آنها هنگام نمایان شدن رنگهای اصلی نقاشی دیواری عظیم داوری واپسین که پشت محراب کلیسا قرار دارد، متوجه ویژگی منحصربهفردی در این اثر شدند. ضربههای قلمموی میکلآنژ حالتی موجدار داشتند و به نظر میرسید همگی هماهنگ و همزمان حرکت کردهاند.
پائولو ویولینی، مرمتگر ارشد واتیکان، در گفتوگو با تام کینگتون از روزنامه لندنی تایمز میگوید: «در ابتدا متوجه شدم که میکلآنژ با ضربههای موازی قلممو نقاشی کرده است؛ ضربههایی که اغلب بر یکدیگر عمود بودند و الگویی شبیه به هاشورزنی متقاطع ایجاد میکردند. اما بعد دیدم هرگاه یکی از این ضربهها اندکی انحنا پیدا میکرد، ضربههای موازی دیگر نیز دقیقاً همان انحنا را داشتند. این موضوع فقط یک معنا میتوانست داشته باشد: میکلآنژ از قلمموهای ویژهای با چند سر استفاده میکرده است؛ قلمموهایی که در انتهای هر یک از شاخههایشان، یک سر کوچک قلممو قرار داشته و به او امکان میداده با یک قلمموی بزرگ، چندین خط موازی ترسیم کند.»

منبع تصویر: اداره کل حکومت شهر واتیکان (SCV)، اداره موزهها و میراث فرهنگی.
بررسی دقیق این نقاشی دیواری نشان داد که میکلآنژ دستکم از دو نوع قلمموی مشخص استفاده میکرده است؛ یکی با سه سر قلممو و دیگری با عرضی نزدیک به ۶ اینچ (حدود ۱۵ سانتیمتر) که ۱۰ سر قلممو داشته است.
این ابزارها نهتنها به میکلآنژ کمک میکردند سریعتر نقاشی کند، بلکه به او امکان میدادند یکی از تکنیکهای مجسمهسازی خود را روی سطحی دوبعدی بازآفرینی کند. او در مجسمهسازی با استفاده از قلمی چندنوک به نام «گرادینا» (Gradina) الگویی از خطوط متقاطع ایجاد میکرد. بهکارگیری همین شیوه در نقاشی نیز جلوهای پدید میآورد که در آن، تعامل میان ماده و نور غنا و عمق بیشتری پیدا میکرد.
باربارا یاتا، مدیر موزههای واتیکان، در کتاب تازه این مجموعه با عنوان میکلآنژ ۲۰۲۶: مرمت خارقالعاده نقاشی داوری واپسین مینویسد: «میکلآنژ به شیوه یک مجسمهساز، نقاشیهایی باشکوه خلق میکرد.»
این کتاب به شرح روند مرمت این اثر و یافتههای تازهای میپردازد که در جریان این عملیات به دست آمدهاند.

قالب گچیِ اثر پایینآوردن پیکر مسیح از صلیب اثر میکلآنژ، جزئیاتی از بخش کارشده با ابزار گرادینا (Gradina).
منبع تصویر: اداره کل حکومت شهر واتیکان (SCV)، اداره موزهها و میراث فرهنگی.
علاوه بر کشف قابلتوجه قلمموهای چندسر، پژوهشگران فرصت یافتند خودنگارههای پنهان میکلآنژ را نیز در میان بیش از ۳۰۰ پیکرهای که در نقاشی داوری واپسین و در روایت رستاخیز عیسی مسیح به تصویر کشیده شدهاند، با وضوح بیشتری مشاهده کنند.
آشکارترین خودنگاره او در پوست کندهشدهای دیده میشود که سنت بارتولومئو در دست گرفته است. یک منتقد هنری ایتالیایی که نامش ذکر نشده، در سال ۱۹۲۵ به فیتزهوگ لی مینایگرود از روزنامه نیویورک تایمز گفته بود: «این چهرهای تراژیک است؛ با چشمانی هراسان و خطوط عمیقی که تلخی را نشان میدهند. این تصویر چیزی فراتر از یک خودنگاره است؛ نماد و نوعی مکاشفه است. میکلآنژ خود را در قالب سنت بارتولومئوی دیگری به تصویر کشیده است؛ شهیدی که زیر فشار مصائب جهان قرار گرفته و در برابر آنها درهم شکسته است.»
دومین خودنگاره ظریفتر و کمتر آشکار است. این تصویر در گوشه پایین سمت چپ نقاشی دیواری عظیمی به ارتفاع ۴۵ فوت (حدود ۱۳٫۷ متر)، در چینخوردگیهای ردای پیکرهای دیده میشود که قرار است نماد مرگ باشد.
منبع: www.smithsonianmag.com
۲۵۹


