بازنمایی ابعادی از تاریخ تئاتر اصفهان؛ تقابل خاطره با فراموشی در مستند «هنوز…»

برنامه نمایش و تحلیل مستند «هنوز…» ساخته مهرداد صادقی در شصتمین برنامه از سلسله جلسات فیلمتئاترهای سینماتک خانهی هنرمندان ایران، عصر چهارشنبه ۶ آبان ۱۴۰۵ در سالن استاد ناصری با اجرای علی افشار برگزار شد.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، پس از نمایش این مستند، مهرداد صادقی کارگردان، سیدحسین رسولی، منتقد تئاتر و مزدا عسکری فرزند زندهیاد ژاله رجایی و راوی مستند پشت تریبون قرار گرفتند و به تحلیل اثر پرداختند.
سیدحسین رسولی، منتقد تئاتر، پس از تماشای این مستند آرشیوی با محوریت تئاتر اصفهان و روایت زنانه آن، با ابراز علاقه به تاریخ تئاتر بیان کرد: این مستندهای آرشیوی و سوژههای زنانه که روایتی ستایشآمیز دارند و به جای انتقاد و افشاگری، ستایش را محور قرار میدهند، برای من بسیار جذاب هستند و در این مستند نیز از روایت اثر در اصفهان و دوره خوش تاریخی آن لذت بردم.
او با اشاره به پیوند عمیق خود با تئاتر و نگارش یادداشتهایی درباره تاریخ تئاتر ایران، افزود که فرم فیلم و روایت آرشیوی آن فضایی دلنشین آفریده است.
مهرداد صادقی، کارگردان مستند، درباره روند ساخت این اثر و مواجههاش با سوژه بیان کرد: جذابیت اصلی کار برای من در این بود که با وجود سابقه و تدریس در حوزهی تئاتر، ترجیح دادم پیش از شروع کار اطلاعات زیادی کسب نکنم و مانند کسی که چیزی نمیداند وارد ماجرا شوم تا همان کنجکاوی و هیجان اولیه حفظ شود.
او با اشاره به مضمونمحوری مستند افزود: در جریان ساخت این اثر، موضوع فراموشی به شکلی عمیق خودش را نشان داد؛ هم خانم ژاله رجایی دچار فراموشی شده بود و هم تصاویر و حافظه تئاتری اصفهان در حال محو شدن بود که این ویژگی فضایی شبیه به از دست رفتن حافظه جمعی را تداعی میکرد.
سیدحسین رسولی با اشاره به رویکرد خود در مواجهه با تاریخ و حافظه بیان کرد: جمله معروف میلان کوندرا که میگوید مبارزه، مبارزه خاطره و فراموشی است، همیشه برای من تعریف درستی از مستند بوده است؛ زیرا مستندهای تاریخی واقعاً با فراموشی میجنگند و در حالی که تاریخ ممکن است خشک و بیروح باشد، با اتکا به خاطره زنده میشود.
صادقی در این بخش گفت: برای من بسیار جذاب بود که توانستیم از طریق سوژه، ابعادی از تاریخ تئاتر اصفهان با تمرکز بر زندهیاد علیمحمد رجایی و دخترانش را به تصویر بکشیم و روایتی ملموس از گذشته ارائه دهیم.
کارگردان مستند، درباره بازسازی تجربه زیسته گذشته و نحوه مواجهه با اسناد آرشیوی توضیح داد: تلاشم بر این بود که اجراها و بازیهای هفتاد هشتاد سال پیش صرفاً روایت نشوند، بلکه به عنوان بازنمایی یک آرشیو تجربهشان کنیم و زندگی جریان داشته باشد.
او با اشاره به نحوه برخورد با عکسها و مدارک قدیمی افزود: وقتی عکس آرشیوی را دست میگیریم و مدتهای زیادی به جزئیات آن نگاه میکنیم، اطلاعات موجود در خود عکس و نشانههای روی آن به بخشی از تجربه زیسته آدم تبدیل میشود، زیرا عکس ابزار بسیار قدرتمندی برای بازی با حافظه است.
رسولی، منتقد تئاتر، ضمن تمجید از مستندهای جذاب و سوژههای غیرمرسوم، با اشاره به رویکرد فرمی اثر درباره جایگاه سوژه بیان کرد: برخی منتقدان با رویکردهای فمینیستی ممکن است این ایراد را مطرح کنند که سوژه در مستند گاهی به حاشیه میرود و مداخله اعضای خانواده، اطرافیان و تاریخ تئاتر در روایت اخلال ایجاد میکند، اما من خودم این سبک از حضور و پویایی افراد مختلف را میپسندم.
او افزود: این ویژگیها در کنار جذابیتهای خود سوژه، فضایی زنده و تاثیرگذار خلق میکند که تماشای اثر را دلنشین میسازد.
مهرداد صادقی، کارگردان مستند، درباره روند تولید این اثر و تأثیر عمیق آن بر زندگی خود و سوژههایش بیان کرد: در طول ساخت این فیلم انگار من همزیستی عمیقی با آقای رجایی پیدا کرده بودم و از انرژی و ازخودگذشتگی ستایشبرانگیز او الهام میگرفتم تا به جای ورود به نقد همهجانبه تئاتر اصفهان، بر محور خانواده رجایی و ادامهی این مسیر تمرکز کنیم.
او با اشاره به نمایش فیلم در سیتیسنتر اصفهان و حضور زندهیاد ژاله رجایی افزود: پس از اکران فیلم و طرح مباحثی درباره تکصدایی شدن تئاتر اصفهان، فضای تازهای شکل گرفت و چند هفته پیش از درگذشت خانم رجایی، این اثر فرصتی فراهم کرد تا یاد و خاطره او دوباره زنده شود؛ چنانکه فرزندش مزدا عسکری در مراسم تشییع مادر، به من گفت تمام این جریان باعث شد تا مادرش از فراموشی نجات پیدا کند و نامش بار دیگر سر زبانها بیفتد.
او با یادآوری حضور چهرههای نامدار تئاتر در اصفهان و تأثیر مکتبهایی چون تئاتر نوشین افزود: بزرگانی مانند زندهیاد نوشین و حضور چهرههایی چون شهلا ریاحی در اصفهان پایهگذار فضایی جدی بودند و بازیگرانی چون پدرم با چنان دقتی روی صحنه جزئیات را اجرا میکردند که هنرمندان بزرگی مانند آقای حریرچیان همواره از او با عنوان استاد و «بابا رجایی» یاد میکردند.
این مستند روایتی است از زندگی ژاله رجایی، پیشکسوت فقید و از پیشگامان تئاتر اصفهان. تئاتر اصفهان با پیشینه یکصد ساله خود، مدیون هنرمندان توانایی ست که ذره ذره با فداکاریهای بیدریغ، شمع صحنه را روشن نگاه داشتند. علیمحمد رجایی و دخترانش نمونه بیبدیل این فداکاری در مطلع تئاتر اصفهان بودند که در نمایش و غنای اجراهای فاخر اصفهان نقشی بهسزا ایفا کردند.
۵۹۲۴۴



