والیبال

هشدار برای ناکامی بزرگ والیبال ایران؛ این نقره بوی حذف از المپیک می‌دهد!

در حالی‌که نایب قهرمانی در والیبال آسیا و از دست رفتن سهمیه المپیک یک شکست بزرگ برای تیم ملی محسوب می‌شود اما فدراسیون از این مدال با عنوان "نقره ای که بوی آینده می‌دهد" یاد می‌کند.

شبنم روحی؛ شکست ایران مقابل ژاپن در فینال والیبال قهرمانی آسیا فقط از دست رفتن یک جام نبود؛ تیم ملی ساده‌ترین مسیر صعود به المپیک ۲۰۲۸ لس‌آنجلس را هم از دست داد. قهرمان هر قاره مستقیم راهی لس‌آنجلس می‌شود و ژاپن با پیروزی سه بر صفر مقابل ایران این سهمیه را به دست آورد. ایران هنوز به‌طور قطعی از المپیک بازنمانده، اما از این پس باید در مسیرهایی دشوارتر و با رقبایی قدرتمندتر برای سهمیه بجنگد؛ آن هم در شرایطی که جایگاه فعلی تیم در رده‌بندی جهانی، حاشیه امنی برای خوش‌بینی باقی نگذاشته است.
این اتفاق زمانی نگران‌کننده‌تر می‌شود که فراموش نکنیم والیبال ایران از حضور در المپیک پاریس نیز بازماند. نرفتن به پاریس برای رشته‌ای که زمانی سودای حضور در جمع قدرت‌های جهان را داشت، یک فاجعه ورزشی بود؛ اما آن ناکامی خیلی زود پشت واژه‌هایی مانند «تغییر نسل»، «جوان‌گرایی» و «ساختن تیم آینده» پنهان شد. قرار بود هزینه‌ای که آن دوره پرداخت شد، مقدمه‌ای برای ساختن تیمی جدید و موفق باشد. حالا اما در نخستین فرصت مستقیم برای رسیدن به لس‌آنجلس، دوباره همان نتیجه تکرار شده است؛ ایران فعلا در المپیک نیست و باید چشم‌انتظار راه‌های دشوار بعدی بماند.
نایب‌قهرمانی آسیا در ظاهر یک مدال ارزشمند است، اما همه نقره‌ها نشانه حرکت رو به جلو نیستند؛ مخصوصا وقتی ادامه دهنده ۵ سال ناکامی در برد ژاپن باشد. برخلاف ادعای فدراسیون والیبال، این نقره بوی آینده نمی‌دهد؛ بوی نگرانی می‌دهد.
جوان‌گرایی یا بازی با اعداد؟
میانگین سنی تیم ایران در قهرمانی آسیا ۲۳.۹۲ سال اعلام شد و همین عدد به یکی از محورهای اصلی دفاع از عملکرد تیم تبدیل شده است.
اما میانگین سنی به‌تنهایی چیزی را ثابت نمی‌کند. در ورزش امروز، میانگین حدود ۲۳ سال الزاماً مترادف با جوان‌گرایی نیست؛ به‌خصوص اگر بازیکنان کم‌سن‌تر نقش اصلی و تعیین‌کننده‌ای در ترکیب نداشته باشند. ملاک جوان‌گرایی باید میزان حضور بازیکنان جدید، مسئولیتی که در مسابقات بزرگ بر دوش می‌گیرند و پیشرفتی باشد که در کیفیت تیم ایجاد می‌کنند، نه فقط عددی که از تقسیم مجموع سن بازیکنان به دست می‌آید. مثلا مرتضی شریفی و محمدرضا حضرت‌پور را نمی‌توان چهره‌های تازه‌وارد تیم ملی دانست! هر دو متولد سال ۱۳۷۸ هستند و سال‌ها در سطح ملی و بین‌المللی بازی کرده‌اند. حضور بازیکنان ۲۷ساله‌ای با چنین تجربه‌ای، به‌خودی‌خود ایرادی ندارد؛ ایراد آنجاست که تیمی با محوریت مهره‌های باتجربه، همچنان با همان اشتباهات قدیمی مواجه است و بعد از شکست نیز همه‌چیز با عنوان «تیم جوان و آینده‌دار» توضیح داده می‌شود.
بخش مهمی از ترکیب اصلی مدت‌هاست کنار یکدیگر بازی می‌کند. با این حال نوسان در دریافت، تصمیم‌های اشتباه در لحظات حساس، افت تمرکز، ضعف در مدیریت امتیازهای پایانی و ناتوانی در حفظ کیفیت بازی همچنان پابرجاست. اگر بازیکنان اصلی باتجربه‌اند، تکرار این اشتباهات پذیرفتنی نیست؛ اگر تیم واقعاً جوان و در حال ساخته‌شدن است، باید پرسید جوانان در مسابقه‌ای مانند فینال آسیا دقیقاً چه سهم و نقشی داشته‌اند؟
ژاپن آماده بود، ایران نه
قهرمانی آسیا بهترین فرصت ایران برای گرفتن سهمیه مستقیم بود. تیم ملی تا فینال پیش رفت، اما در مهم‌ترین مسابقه تورنمنت، نشانی از تیمی که برای یک نبرد سرنوشت‌ساز آماده شده باشد، نداشت. ژاپن سه بر صفر پیروز شد و برخلاف تصویری که ممکن است از یک فینال نزدیک ساخته شود، در مجموع کنترل مسابقه را در اختیار داشت.
ایران شاید در بخش‌هایی از بازی رقابت کرد، اما برای شکست‌دادن ژاپن فقط جنگندگی کافی نبود. حریف با برنامه روشن‌تر، ثبات بیشتر و آمادگی ذهنی بالاتر وارد زمین شد. تیم ایران در مقابل، راه‌حل موثری برای تغییر جریان مسابقه پیدا نکرد. نه شروع بازی ژاپن را غافلگیر کرد، نه تعویض‌ها ورق را برگرداند و نه در لحظات حساس، نشانه‌ای از مدیریت فنی برتر دیده شد.
وقتی پاداش قهرمانی قاره، سهمیه مستقیم المپیک است، شکست سه بر صفر را نمی‌توان با چند امتیاز نزدیک یا نمایش قابل‌قبول در بعضی دقایق توجیه کرد. ژاپن برای بردن آماده‌تر بود و ایران بار دیگر در مهم‌ترین بزنگاه، پایین‌تر از سطح مورد انتظار ظاهر شد.
پیاتزا هنوز تغییر بزرگی ایجاد نکرده است
روبرتو پیاتزا با اعتبار و سابقه‌ای قابل‌توجه به والیبال ایران آمد، اما اعتبار گذشته جای نتیجه امروز را نمی‌گیرد. تیم ملی در دو دوره لیگ ملت‌ها به دستاورد مورد انتظار نرسید و در سال ۲۰۲۶ با تنها سه پیروزی، در رتبه چهاردهم ایستاد؛ نتیجه‌ای که ایران را تا جایگاه نوزدهم رده‌بندی جهانی پایین برد.
اکنون ناکامی در قهرمانی آسیا و از دست رفتن سهمیه مستقیم المپیک نیز به این کارنامه اضافه شده است. هنوز در بازی تیم تغییر بنیادینی دیده نمی‌شود. مشکلات دریافت، نوسان در سرویس، تعدد اشتباهات فردی، افت ناگهانی در جریان مسابقه و ناتوانی در کنترل لحظات حساس، با ترکیب‌های مختلف تکرار شده‌اند. وظیفه یک سرمربی فقط تغییر فهرست و پایین‌آوردن میانگین سنی نیست؛ او باید تیمی منسجم‌تر، کم‌اشتباه‌تر و از نظر تاکتیکی انعطاف‌پذیرتر بسازد. پیاتزا تا اینجا چنین تغییری را به‌صورت مستمر نشان نداده است.
طبیعی است که ساختن یک تیم زمان می‌خواهد، اما تیم ملی نمی‌تواند تا ابد در وضعیت «در حال ساخت» باقی بماند. هر پروژه‌ای باید در نقاط مشخص ارزیابی شود و قهرمانی آسیا، با سهمیه مستقیمی که در اختیار قهرمان قرار می‌داد، یکی از مهم‌ترین این نقاط بود.
خطر دومین غیبت متوالی
بزرگ‌ترین ناکامی ممکن برای یک تیم ملی، نرسیدن به المپیک است. ایران یک دوره را از دست داده و اکنون آسان‌ترین مسیر ورود به دوره بعدی را نیز واگذار کرده است. هنوز راه‌های دیگری وجود دارد و نباید حذف قطعی ایران را اعلام کرد، اما واقعیت این است که شانس‌های باقی‌مانده وابسته به عملکرد در رقابت‌های دشوارتر و بهبود جدی جایگاه جهانی خواهد بود.
والیبال ایران دیگر فرصت زیادی برای پنهان‌شدن پشت کلمات ندارد. «جوان‌گرایی» زمانی ارزشمند است که به رشد فنی، کاهش اشتباهات و نتیجه‌ای روشن منجر شود. نقره آسیا را می‌توان محترم شمرد، اما نباید اجازه داد رنگ مدال، ابعاد شکست را پنهان کند.
ایران جام را از دست نداد؛ یک سهمیه مستقیم، یک فرصت طلایی و بخش دیگری از حاشیه امن خود را از دست داد. اگر روند موجود اصلاح نشود، خطر دومین غیبت متوالی در المپیک دیگر یک هشدار بدبینانه نخواهد بود؛ به واقعیتی نزدیک و دردناک تبدیل خواهد شد.

۲۵۱۲۵۱

Related Articles

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Back to top button