تاریخ ایران

تروریستی که نخست‌وزیر شد!

«من یک تروریست سابق هستم» این عبارات نخستین جملات مناخیم بگین در یکی از سخنرانی‌هایش در نیویورک بود. حتی نزدیکان او در جامعه سیاست نیز معتقد بودند که هرچند جهان او را یک تروریست می‌دانست ولی به یک دولتمرد مبدل شد.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از فرارو، «من یک تروریست سابق هستم» این عبارات نخستین جملات مناخیم بگین در یکی از سخنرانی‌هایش در نیویورک بود. حتی نزدیکان او در جامعه سیاست نیز معتقد بودند که هرچند جهان او را یک تروریست می‌دانست ولی به یک دولتمرد مبدل شد. مناخیم بگین یا مناحیم بیچن، ششمین نخست‌وزیر اسرائیل بود. هرچند بگین در روسیه زاده شد ولی در لهستان بود که رخدادهای کودکی و نوجوانی را تجربه کرد. از آن‌جایی که غالب یهودیان روسیه متاثر از افکار ژابوتینسکی [رهبر جنبش صهیونیزم، نویسنده، شاعر، سرباز و مؤسس سازمان دفاع از خود یهودی در اودسا بود.] بودند، خود بگین و خانواده‌اش نیز شدیدا معتقد به برخورد تند و مسلحانه جهت تشکیل صهیونیسم و البته اسرائیل بودند. همین افکار او بود که نه‌تنها باعث شد که به سازمان بتار بپیوندد بلکه در نوجوانی یک فرمانده میانی بتار شد. بگین در ادامه عقایدش را تبدیل به سوگندنامه‌ای برای گروهش کرد که در کنگره اعضای بتار مطرح شد. درنهایت او به عنوان معاون عملیاتی بتار منصوب شد. ضمن این‌که به موازات مبارزاتش، به تحصیل در رشته حقوق دانشگاه ورشو نیز مشغول بود.

با بالا گرفتن آتش جنگ جهانی دوم، درنهایت بگین از راه ایران به فلسطین رفت. همان‌جا بود که با گروه ایرگون ارتباط گرفت و دو ماه بعد نیز فرمانده آن تشکیلات شد. درواقع ایرگون متشکل از تندروهای یهودی بود که در فلسطین روی به اقدامات مسلحانه آورده بودند. البته بگین قبلا نیز رهبری ایرگون و یا همان سازمان نظامی ملی در سرزمین اسرائیل را برعهده داشت؛ سازمانی که قیمومیت بریتانیا در فلسطین آن را یک سازمان تروریستی می‌دانست. حتی بریتانیا پس از جنگ جهانی دوم و به دنبال بمب‌گذاری همین گروه در هتل «کینگ دیوید» که تلفات بسیاری در پی داشت سعی در دستگیری بگین داشت و حتی برای این مهم جایزه خوبی را نیز در نظر گرفته بود.

از سویی و برخلاف انتظار بگین و هوادارنش، با تأسیس اسرائیل فعالیت‌های سیاسی و البته نظامی بگین نیز تحت تاثیر قرار گرفته و محدود شد. هرچند او حزب حیروت و یا همان آزادی را بنا نهاد ولی چندان خواهانی نداشت ولی در ادامه موفقیت‌هایی در تاسیس حزب‌هایی چون لیکود داشت که وابسته به حمایت شارون بود؛ درنهایت و در ادامه همین سیاست‌ها بگین به جایگاه نخست‌وزیری اسرائیل رسید. در همین مقطع بود که پیمان «کمپ دیوید» منعقد شد. هرچند بگین سیاستمدار پرکاری بود ولی ضعف، ناتوانی و البته بیماری او چاره‌ای جز استعفا برای او باقی نگذاشت؛ شاید اگر این مانع بزرگ در مقابل بگین نبود اتفاقات متفاوتی و آن هم در مقاطع نزدیکی از تاریخ برای اسرائیل رخ می‌داد که البته معلوم نبود در بستر حوادث به نفع و یا زیان اسرائیل تمام می‌شد. به عبارتی و هرچند برخی یهودیان شدیدا حامی بگین بوده‌اند و اقدامات او برای اسرائیل را می‌ستودند ولی قسمی از یهودیان منش، سیاست و جهان‌بینی او را برنمی‌تابیدند؛ هرچند این موارد مانع از این نمی‌شد که بگین از مسیری که در نوجوانی وارد آن شده بود و آرزوی چنین دنیایی را داشت منصرف شود.

۲۵۹

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا