تعداد واقعی پهلویچیها در مونیخ چقدر بود؟

«بیش از 230 هزار نفر در این فستیوال فرهنگی شرکت کردند.» رسانهها میگویند تعداد افراد شرکتکننده در کنسرت علیرضا قربانی که در سه دوره زمانی برگزار شده فقط در شهر تهران، 230 هزار نفر بوده است؛ «50 هزار تماشاگر» بیننده دربی تهران در اسفند 1403 بودند؛ آن هم به خاطر آنکه ورزشگاه آزادی در دست تعمیر بود و الا تمام ظرفیت ورزشگاه آزادی، قابل استفاده بود.
به گزارش خبرآنلاین روزنامه فرهیختگان نوشت: اگر نگاهی به عددها و جمعیتهای حاضر در داخل کشور در رویدادها و فستیوالهای مختلف فرهنگی، ورزشی و مذهبی منهای رویدادهای سیاسی بیندازیم، اعدادی به مراتب بیشتر هم یافت میشود.
برای آنها که هنوز از اعداد و ارقام سر درمیآورند این اعداد معنای روشنی دارد. اگر با همین پیشفرض به ارقام ادعایی تجمع مونیخ که تصاویر دقیقی هم از آن وجود ندارد، نگاه کنیم به نتایج روشنی میرسیم.
البته به نظر میرسد ارقام ادعاشده آنقدر دور از واقعیت است که برای ربع پهلوی هم اسباب تعجب شده است. او در پاسخ به خبرنگار که پرسید چه احساسی دارید که 250 هزار نفر در مونیخ تجمع کردند، گفت: «واقعاً شده 250 هزار نفر؟ من شنیده بودم، 103 هزار نفر.»
رسانههای فارسیزبان موساد از پیش از این مراسم تصور میکردند محل تجمع به طور کامل پر خواهد شد و بر همین اساس از قبل عدد 250 هزار نفر را برای خبرهایشان آماده کرده بودند و از قضا همین را نیز تیتر خبر کردند اما در درون همان خبر، با وجود تأکید به حضور 250 هزار نفر، صراحتاً اعتراف کرده بودند که «تا لحظه تنظیم این گزارش جمعیت حاضر در تجمع مونیخ 80 هزار نفر تخمینزده میشود.» البته عددسازی این روزها تبدیل به عادت روزمره رسانه فارسی موساد شده است. اما واقعیت جزئیات دقیقتری میگوید.
عدد نمیفهمید
اگر آنچه ادعای رسانههای فارسیزبان و رسانههای در خدمت موساد را جدی بگیریم، یعنی در مکان برگزاری تجمع مونیخ که مساحت آن به 42 هکتار میرسد، میبایست جمعیتی حدود 500 هزار نفر جای بگیرد. اما به نظر میرسد در میان اپوزیسیون در مورد رقم واقعی تجمع اختلاف نظرهایی وجود دارد. علی افشاری یکی از چهرههای اپوزیسیون ایرانی، کمی دست بالا گرفته و نوشته با توجه به تصاویر و میزان ظرفیتی که این منطقه دارد، تعداد کل شرکتکنندگان حاضر در این تجمع نهایتاً «به عدد 40 تا 60 هزار میرسد که این رقم از تجمع برلین در 1401 هم کمتر است.» پیج سازمان موسوم به مجاهدین خلق (منافقین) اما رقمی به مراتب کمتر از این اعلام کرده و ضمن اینکه نوشته عدد 250 هزار نفر کذب محض است، گفته که این رقم «چیزی بین 5 تا 15 هزار نفر برآورد میشود.» عددسازیها تا آنجا ادامه پیدا کرد که صدای روزنامهنگارهای خارجی هم درآمد؛ مکس بلومنتال، روزنامهنگار آمریکایی، در صفحه ایکسش نوشت: «طرفداران پهلوی دوباره در حال جعل اعداد هستند.»
الکساندر اشتاینهوف هم نوشت: «من خودم شاهد این تجمع بودم و فکر میکنم این اعداد 200 تا 250 هزار نفر، اغراق فاحش است. نهایتاً به اندازه یک کنسرت پاپ بودند نه سه برابر آن.»
با این حال رسانههای فارسیزبان با استناد به ادعای پلیس مونیخ در مورد جمعیت حاضران، به این آمار استناد میکنند؛ نکته اول آنکه محل برگزاری این تجمع، محلی مشخص است که در صورت پر شدن کامل، حدود 250 تا 300 هزار نفر در آن جای میگیرند. وقتی تنها یک بخش کوچک آن پر شود، طبیعتاً نمیتوان از عدد 250 هزار نفر سخن گفت. نکته دوم اینکه پس از ادعای حضور 250 هزار نفر، در شبکه ایکس یک کاربر از هوش مصنوعی درباره صحت این ادعا پرسید. هوش مصنوعی بر اساس گزارشها تخمین زد که «حدود ۱۵ هزار نفر» در این تجمع شرکت کردند. نکته سوم هم اینکه موضعگیری جانبدارانه دولت آلمان در مورد ایران بارها به اثبات رسیده است و علاوه برآن دیگر رسانههای معتبر خارجی، سابقه دور و درازی در مطرح کردن ادعاهای نه فقط غیر دقیق بلکه کاملاً دروغ در مورد ایران دارند و به همین جهت استناد به ادعای آنها نیز از اعتبار قابلاعتنایی برخوردار نیست.
عجایب تجمع مونیخ
این تجمع عجایب قابلتوجه دیگری هم داشت. از چهرههایی که روزگاری در ایران خوانندگی را به شیوه فاخر دنبال میکردند و حالا به روزهایی رسیدهاند که در کف خیابانهای تورنتو، شعار «جاویدشاه دادن» تبدیل به اثرهنریشان شده است تا سهم این ماهشان جور شود تا ادعای عجیب برزو ارجمند در مورد مواجهه با ایران. او در مصاحبه با خبرنگار صهیونیستی اینترنشنال صراحتاً از حمله نظامی به ایران، گفت: «ما احتیاج به حمله خارجی داریم، انتظارم بهعنوان یک ایرانی این است که به ما کمک کنند ولی باید ببینیم او (ترامپ) میگوید کی وقتش میشود. من منتظر آن وقت لعنتی (حمله) هستم که برسد.»
این ادعا که مشابه آن در روزهای گذشته از زبان دیگر اپوزیسیونهای خودخوانده هم مطرح شده بود، نشان میداد انگیزهها از این لشکرکشیها و عددسازیها نه امتداد مبارزهای ساختگی، بلکه التماس از قدرتهای خارجی برای حمله نظامی به ایران است. از دیگر عجایب این تجمع در ویدئوهایی که خودشان منتشر کرده بودند تدارکات و پذیراییهایی گسترده برای حاضران تجمع است که سند دیگری است که اثبات میکند اسپانسرها پرقدرت، مشغول کارند. البته این افراد در حالی مدعی هستند که ایرانیان به خاطر نظام سیاسی در شرایط بدی هستند و شرایط اقتصادی آنها در اروپا مساعد است که حتی برای تأمین یک وعده غذاییشان در اروپا هم با مشکل مواجه بودند. در این میان تصاویر جمعیت اتوبوسی براندازها هم منتشر شده که برخلاف نمایشهای سوگوارانهشان، مشغول رقص و پایکوبی و خوشحالیاند. در میان همه این سناریوسازیها و با شعارهای آزادیخواهی، ربعپهلوی حتی در میان این جمعیت مهندسیشده هم سخنرانیاش را از پشت شیشه ضدگلوله ادامه داد و به همین میزان هزینه در مونیخ که آن هم محدود به سخنرانی برای حاضران بود، اکتفا کرد.
آش شلهقلمکار تجمع ایرانیان خارجنشین
اگر در میان تجمعهای براندازان سلطنتطلب ردی از پرچمهای تجزیهطلبان و همجنسبازان نباشد انگار یک چیزی کم است. تجمع 14 فوریه نیز از این قاعده مسثتنی نبود و تعدد پرچمها در تجمع نشان داد، سلطنتطلبان همچنان با تجزیهطلبی ارتباطی مسالمتآمیز دارند. در کنار پرچم تجزیهطلبها، پرچمهای متعددی از رژیم صهیونیستی هم دیده میشد که حجم ملی بودن تجمع را نشان میداد. در این بین، جمعیت غیرایرانیها نیز تقریباً قابلتوجه بود تا آنجا که رسانههای فارسیزبان موساد هم از کنار آن عبور نکرد، اما آن را به اسم دستاورد لشکرکشی خیابانیشان جا زدند.
خبرنگار اینترنشنال صراحتاً اعلام کرد که «در میان تجمعکنندگان غیرایرانیها حضور دارند.» این البته به این خاطر است که در فراخوانها تأکید شده بود دوستان غیرایرانی خود را بیاورید. این اتفاق نه فقط در این تجمع که در تجمعهای اخیر و حتی تجمعهای 1401 هم قابلمشاهده بود. اگرچه رسانههای فارسیزبان برای لاپوشانی شاهکارشان، این حضور را داوطلبانه جا میزنند، اما به این سؤال اساسی جواب نمیدهند که چرا شهروندان خارجنشین باید در یک تجمع ملی به نام مردم ایران حضور پیدا کنند و اساساً حضورشان جز اضافه کردن به سیاهی لشکران که طبعاً رایگان هم نبوده، معنای دیگری هم دارد؟
17302




