۷ نوامبر ۱۹۲۷؛ استالین به اتاق تدوین رفت و فیلم آیزنشتاین را تغییر داد؛ «اکتبر»، انقلابی که روی پرده سینما سانسور شد

سرگئی آیزنشتاین مأمور شده بود دهمین سالگرد انقلاب اکتبر را با ساخت فیلمی باشکوه جاودانه کند؛ اما فیلمی که قرار بود تصویری ماندگار از انقلاب بسازد، پیش از نمایش عمومی با دخالت مستقیم قدرت سیاسی روبهرو شد. «اکتبر» نهتنها یکی از مهمترین تجربههای سینمایی آیزنشتاین، بلکه نمونهای قابلتأمل از پیوند سینما و سیاست در اتحاد جماهیر شوروی بود.
ریحانه اسکندری – هفتم نوامبر ۱۹۲۷، قرار بود روز نمایش یکی از مهمترین آثار سینمای شوروی باشد. سرگئی آیزنشتاین، فیلمساز برجستهای که با «رزمناو پوتمکین» شهرتی جهانی به دست آورده بود، مأموریت داشت دهمین سالگرد انقلاب اکتبر را با فیلمی بزرگ و حماسی گرامی بدارد. اما آنچه در آن روز اتفاق افتاد، با برنامهریزیهای اولیه فاصله زیادی داشت. فیلم «اکتبر» به نمایش درآمد، اما نه آنطور که سازندگانش انتظار داشتند؛ از نسخهای که قرار بود تماشاگران ببینند، تنها چند حلقه به نمایش رسید و بخشهای مهمی از آن باید دوباره تدوین میشد.
ماجرای این فیلم از سال ۱۹۲۶ آغاز شد؛ زمانی که کمیته مرکزی حزب کمونیست شوروی تصمیم گرفت برای دهمین سالگرد انقلاب، چند اثر سینمایی تولید کند. آیزنشتاین که پس از موفقیت «رزمناو پوتمکین» در سال ۱۹۲۵ به یکی از شناختهشدهترین فیلمسازان جهان تبدیل شده بود، برای ساخت اثری درباره انقلاب انتخاب شد.
او در ابتدا قصد داشت فیلمی گسترده درباره تمام تحولات انقلاب روسیه، از سرنگونی تزار تا پایان جنگ داخلی، بسازد؛ اما محدودیتهای زمانی و دشواریهای تولید باعث شد دامنه داستان به وقایع فوریه تا اکتبر ۱۹۱۷ محدود شود. گریگوری الکساندروف نیز در مقام همکار و کارگردان مشترک در این پروژه کنار او قرار گرفت.
آیزنشتاین برای بازسازی رویدادهای تاریخی، به سراغ مجموعهای از خاطرات شخصی، تصاویر خبری، مصاحبهها، روزنامهها و روایتهای شاهدان رفت. کتاب «ده روزی که دنیا را لرزاند» نوشته جان رید، روزنامهنگار آمریکایی که خود شاهد وقایع انقلاب بود، نیز یکی از منابع الهام او در شکل دادن به فیلم شد.
انقلابی که با هزاران سیاهیلشکر بازسازی شد
یکی از ویژگیهای مهم «اکتبر»، ابعاد گسترده تولید آن بود. آیزنشتاین تصمیم گرفت تا جای ممکن از مکانهای واقعی وقوع حوادث استفاده کند. فیلمبرداری در شهر لنینگراد و محلهایی انجام شد که وقایع انقلاب در آنها رخ داده بود. او حتی برای بازسازی چهرههای تاریخی، بهجای استفاده از ستارگان سینما، سراغ افرادی رفت که از نظر ظاهری شباهت زیادی به شخصیتهای واقعی داشتند.
برای مثال، نقش ولادیمیر لنین را یک کارگر کارخانه سیمان بازی کرد و نقش الکساندر کرنسکی، رئیس دولت موقت روسیه، به دانشجویی سپرده شد که شباهت ظاهری به او داشت. نیکلای پودوویسکی، از چهرههای حاضر در کمیته نظامی انقلابی، نیز نقش خودش را در فیلم ایفا کرد. برخی از افرادی که در سال ۱۹۱۷ در حمله به کاخ زمستانی شرکت کرده بودند، بار دیگر در بازسازی سینمایی همان رویداد مقابل دوربین قرار گرفتند.
ابعاد صحنههای جمعی نیز چشمگیر بود. در بازسازی حمله به کاخ زمستانی، نزدیک به ۱۱ هزار سیاهیلشکر، از جمله سربازان ارتش سرخ، حضور داشتند. دولت شوروی تجهیزات نظامی، لباسها و سلاحهای موردنیاز را در اختیار گروه تولید قرار داد و حتی ناو جنگی آرورا را برای فیلمبرداری در اختیار آیزنشتاین گذاشت؛ همان کشتیای که در روایت رسمی انقلاب اکتبر جایگاه نمادینی داشت.
ساخت برخی از صحنهها چنان گسترده بود که مشکلاتی برای شهر ایجاد کرد. برای نورپردازی شبانه سکانس حمله به کاخ زمستانی، میزان برق مصرفی گروه فیلمبرداری به اندازهای بود که بخشهای زیادی از شهر در طول شبهای فیلمبرداری با خاموشی مواجه شدند.

استالین و سه هزار و پانصد فوت فیلمی که باید حذف میشد
با وجود تمام این تلاشها، مشکل اصلی «اکتبر» نه در صحنههای پرهزینه و نه در دشواریهای فنی، بلکه در محتوای سیاسی آن نهفته بود.
در هفتم نوامبر ۱۹۲۷، همزمان با مراسم دهمین سالگرد انقلاب، استالین برای تماشای نسخه فیلم به اتاق تدوین آیزنشتاین رفت. طبق روایت گریگوری الکساندروف، همکار و دستیار کارگردان، استالین پس از تماشای بخشهایی از فیلم دستور داد صحنههایی که در آنها لئون تروتسکی و دیگر چهرههای مخالف سیاسی او حضور داشتند، حذف شوند.
در آن مقطع، اختلاف استالین و تروتسکی به اوج خود رسیده بود. تروتسکی که از چهرههای اصلی انقلاب و از رهبران برجسته حزب بلشویک محسوب میشد، به یکی از مهمترین مخالفان سیاسی استالین تبدیل شده بود. در نتیجه، نمایش او بهعنوان یکی از شخصیتهای مؤثر انقلاب در فیلمی که قرار بود روایت رسمی حزب از آن رویداد باشد، برای رهبر شوروی قابلقبول نبود.
الکساندروف بعدها در خاطراتش از آن دیدار نوشت که استالین پس از تماشای صحنههای مربوط به تروتسکی اعلام کرد فیلم با حضور او نمیتواند در آن روز نمایش داده شود. طبق روایت او، استالین دستور حذف بیش از سه هزار و پانصد فوت از مجموع سیزده هزار فوت فیلم را صادر کرد؛ یعنی بیش از یکچهارم نسخه اولیه.
الکساندروف همچنین در گفتوگویی با نیویورک تایمز در سال ۱۹۶۳، از واکنش استالین به اعتراض آنها درباره این حذفها یاد کرد. به گفته او، استالین در پاسخ گفته بود: «شما نمیدانید چه اتفاقی در حال رخ دادن است. اکنون زمان مناسبی برای لیبرالیسم لنین نیست.»
در نتیجه، آنچه در هفتم نوامبر در سالن بولشوی به نمایش درآمد، تنها سه حلقه از فیلم بود؛ نسخهای ناقص که بخشهای آن برای نمایش در مراسم سالگرد انتخاب شده بود. آیزنشتاین و گروهش در ماههای بعد به تدوین دوباره اثر ادامه دادند و نسخه اصلاحشده سرانجام چهاردهم مارس ۱۹۲۸ به نمایش عمومی درآمد.
حذف شخصیت تروتسکی تنها تغییر سیاسی فیلم نبود. در جریان بازتدوین، روایت برخی صحنهها نیز تغییر کرد تا با روایت رسمی جدید از انقلاب سازگار شود. در نسخه نهایی، جایگاه شخصیتهایی که از نظر سیاسی مغضوب شده بودند، دیگر همان جایگاه نسخه اولیه نبود.
فیلمی که تاریخ را بازسازی کرد، نه اینکه فقط آن را روایت کند
با وجود تمام محدودیتها و دخالتهای سیاسی، «اکتبر» به یکی از مهمترین آثار تاریخ سینما تبدیل شد؛ اثری که اهمیت آن تنها به موضوع تاریخیاش محدود نمیشود.
آیزنشتاین در این فیلم بار دیگر نظریه مشهور خود درباره مونتاژ را به کار گرفت. او برخلاف شیوه متداول روایت سینمایی که نماها را برای دنبال کردن یک داستان به یکدیگر پیوند میداد، تصاویر را در کنار هم قرار میداد تا از برخورد آنها معنا و مفهومی تازه شکل بگیرد. این شیوه که به مونتاژ اندیشهمحور شهرت دارد، به یکی از مهمترین دستاوردهای نظری و عملی او در سینما تبدیل شد.
در «اکتبر»، تصویر یک شخصیت سیاسی در کنار مجسمهای از ناپلئون، یا نمایش مجموعهای از نمادهای مذهبی در کنار یکدیگر، صرفاً ثبت یک رویداد نیست؛ بلکه نوعی قضاوت تصویری درباره قدرت، ایدئولوژی و ساختارهای سیاسی است. آیزنشتاین با چنین ترکیبهایی تلاش میکرد مفاهیمی را منتقل کند که فراتر از روایت مستقیم وقایع بودند.
البته فیلم از نظر تاریخی نیز بینقص نبود. یکی از مشهورترین بخشهای آن، بازسازی حمله به کاخ زمستانی است؛ صحنهای عظیم که در آن انبوهی از مردم به ساختمان هجوم میبرند و آن را تصرف میکنند. این تصویر بعدها به یکی از ماندگارترین بازنماییهای انقلاب اکتبر تبدیل شد، در حالی که روایت سینمایی آیزنشتاین از این رویداد با واقعیت تاریخی تفاوتهای چشمگیری داشت. تصرف کاخ زمستانی به شکلی که در فیلم دیده میشود، رخ نداده بود و مقاومت مدافعان آن نیز بسیار محدودتر از چیزی بود که فیلم نشان میداد.
به همین دلیل، «اکتبر» در عین حال که اثری برجسته در تاریخ هنر هفتم است، نمونهای مهم از چگونگی شکلگیری حافظه تاریخی از طریق سینما نیز به شمار میرود؛ فیلمی که تصاویرش برای نسلهای بعدی به یکی از شناختهشدهترین بازنماییهای انقلاب روسیه تبدیل شد.
سرنوشت این اثر نیز پس از نمایش عمومی چندان ساده نبود. فیلم در خارج از اتحاد جماهیر شوروی با عنوان «ده روزی که دنیا را لرزاند» و با الهام از کتاب جان رید اکران شد و نسخههای خارجی آن نیز با حذفهایی همراه بودند. در داخل شوروی هم پس از سالها، در سال ۱۹۳۳، نمایش فیلم با محدودیت جدی روبهرو شد و اثر عملاً از دسترس عمومی خارج شد. «اکتبر» بعدها و در دوره استالینزدایی دوباره امکان بازگشت به فضای سینمایی را پیدا کرد.
آنچه از «اکتبر» باقی مانده، فراتر از یک بازسازی سینمایی از انقلاب است؛ داستان فیلمسازی که میخواست تاریخ را با زبان تصویر ثبت کند، اما در نهایت دریافت که حتی تصاویر یک انقلاب نیز نمیتوانند مستقل از قدرت سیاسی باقی بمانند. آیزنشتاین برای ساخت فیلمی درباره انقلاب، دوربینش را به دل تاریخ برد؛ اما تاریخ سیاسی زمانهاش، پیش از آنکه فیلم به پرده برسد، بخشی از تصاویر او را از میان برده بود.
منابع: CineMontage – culturahistorica
۵۹۲۴۴



