سینما

«پل»؛ موسی، خیبر و روایتی از روزهای جنگ

انتخاب یک بازه زمانی خاص از یک جنگ هشت ساله و نگارش فیلمنامه براساس آن، روش امتحان پس داده‌ای است که می‌تواند تنور تولید این آثار را همچنان گرم نگه دارد. «پل» به کارگردانی محمد عسگری یکی از تازه‌ترین نمونه‌ها در این باب به حساب می‌آید که در بخش مسابقه چهل‌وچهارمین دوره جشنواره فیلم فجر شرکت کرده است.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایرنا، محمد عسگری و پدرام کریمی به عنوان نویسندگان فیلمنامه «پل»، قصه خود را در روزهای عملیات خیبر روایت می‌کنند که پل ۱۴ کیلومتری خیبر به عنوان طولانی‌ترین پل شناور نظامی جهان در مرکز آن قرار دارد.

پل را می‌توان در رده فیلمنامه‌های شخصیت‌محور قرار داد که با موسای دبیرستانی آغاز شده و با او هم پایان می‌پذیرد؛ قهرمانی از جنس آشنای سینمای دفاع مقدس که پیش از این هم نمونه‌هایی داشته و در همراه کردن تماشاگر با خود نسبتا موفق عمل می‌کند.

فیلم با ضرباهنگ خوبی شروع شده و حادثه محرک نخست رقم زده می‌شود؛ جایی که موسی برای حل مساله وام برادرش مصطفی و نگرانی‌های مادر، عازم جبهه جنوب می‌شود. الگوی سفر قهرمان به عنوان یک کهن الگو، در شکل گرفتن قصه و پیشرفت آن نقشی کلیدی داشته و تاثیر عمیقی هم روی موسی می‌گذارد. مهمترین آن هم کنشمندی است که به موسی هویت بخشیده و نقش مهمی در خلق نقطه عطف نخست فیلمنامه دارد.

ورود موسی به منطقه‌ای جنگی در حالی که آموزش نظامی هم ندیده، چالش‌هایی را به وجود می‌آورد که هم قصه را پیش برده و هم سبب تحول درونی قهرمان فیلم می‌شود. برای نمونه می‌توان به همان سکانس نخست ورود او به منطقه و ایستادن‌اش روی پل معلق اشاره کرد.

ایده حضور بچه محل و دوست قدیمی در منطقه نیز ایده کار راه‌اندازی به حساب می‌آید که در پرده نیز پایانی کارایی خود را نشان می‌دهد. پیدا کردن نوزادی چند ماهه در قایقی شکسته و متروک داخل هور توسط موسی، نقطه عطف نخست را رقم زده و تکه مهمی از پازل قهرمان پل را کامل می‌کند.

همچنین می‌توان نوزاد را حلقه اتصال قصه اصلی و داستان فرعی فیلم به حساب آورد که کارش را به نحو احسن انجام داده و تحول قهرمان را تکمیل می‌کند.

فیلم‌هایی از جنس پل که با تکیه بر قهرمان پیش می‌روند، نیاز کمتری به داستان‌های فرعی دارند اما به هیچوجه بی‌نیاز از آن نیستند. داستانک دختر ناشنوای عراقی با اصلیت ایرانی و پدرش عبدالحی و برادری که به نیروهای شناسایی ایرانی کمک می‌کند، مهمترین داستانک پل به حساب می‌آید که تاثیر عمیقی روی قصه و قهرمان آن موسی دارد.

همچنین، تم عشق هم به شکلی کمرنگ وارد فیلمنامه شده و روی این قصه فرعی سایه می‌اندازد. هر چند که می‌توانست بهتر از اینها از کاردرآمده و کنتراست بیشتری با فضای خشن و هولناک جنگ ایجاد کند.

شخصیت‌های فرعی پل، وام‌دار کلیشه‌های آشنا بوده و تقریبا چیز زیادی به فیلم اضافه نمی‌کنند؛ از دیالوگ‌های ردوبدل شده میان آنها تا شوخی‌هایشان که در خلق آنها از کلیشه‌ها بهره گرفته شده و نوآوری چندانی در آن به چشم نمی‌خورد.

در نقطه مقابل، عبدالحی و دخترش قرار دارند که پرداختی مینیمال داشته و نگاه تماشاگر را کاملا معطوف به خود می‌کنند. به ویژه عبدالحی که شناسنامه پروپیمانی هم برایش تدارک دیده شده و نمونه خوبی از شخصیت مکمل به حساب می‌آید. پل با وجود برخورداری از فیلمنامه‌ای بالاتر از سطح متوسط، اشکال‌هایی هم دارد که مهمترین آن به پرده میانی و لاغر بودن آن بازمی‌گردد که شوک منفی‌ به فیلم می‌دهد.

محمد عسگری پس از ۲ تجربه در سینمای دفاع مقدس، در پل پیشرفت تکنیکی قابل ملاحظه‌ای کرده و از مرحله ذوق‌زدگی در تولید بیگ پروداکشن کاملا گذر کرده است. او در دکوپاژ فیلمنامه موفق عمل کرده و به خوبی از جغرافیای جنوب در پلان‌های مختلف کار سود جسته است.

پل، لانگ شات‌های درخشانی هم دارد که روی پرده سینما جلوه بیشتری پیدا کرده و فضاسازی را به نحو مطلوبی انجام می‌دهد. فیلمبرداری چشم‌نواز و جلوه‌های ویژه رایانه‌ای درخشان از دیگر نقاط قوت پل به حساب می‌آیند که به غنای بصری آن کمک شایانی کرده‌اند.

روح‌الله زمانی به لحاظ سنی با شخصیت موسی جفت و جور بوده اما مشکل همچنان نابازیگر بودن اوست. به عبارت دیگر، بازی زمانی به شدت متکی بر حس بوده و خبری از تکنیک در نقش آفرینی‌اش نیست که همین موضوع نیز به کلیت فیلم لطمه زده است. در حالی که بازیگری همچون سعید آقاخانی در نقش عبدالحی با وجود گریم سنگین، کاملا موفق ظاهر شده و از زبان بدن به شکل مطلوبی برای رسیدن به نقش بهره گرفته است.

۲۴۲۲۴۳

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا