کتاب و ادبیات

پریان در مرز میان انسان، طبیعت و خیال / این‌بار پریان راوی و ما آدمیان موضوع قصه‌ایم!

پریان در مرز میان انسان، طبیعت و خیال / این‌بار پریان راوی و ما آدمیان موضوع قصه‌ایم!

پریان در فرهنگ ایرانی همیشه موجوداتی یک‌چهره و ثابت نبوده‌اند؛ گاه ترسناک و رازآلود، گاه مهربان و همزاد جهان طبیعی و انسانی. علیرضا حسن‌زاده، انسان‌شناس و رمان‌نویس، در «پری‌کشان؛ تاریخ عشق و نفرت به روایت پریان شمال» از همین مرز سیال میان انسان، طبیعت، اسطوره و خیال استفاده کرده تا روایتی متفاوت از عشق، قدرت، دیگری و هنجارهای اجتماعی بسازد؛ روایتی که در آن این‌بار پریان نه موضوع قصه، بلکه راوی تاریخ‌اند و انسان‌ها به سوژه روایت آنها تبدیل می‌شوند.

سمیه بنی‌هاشمی ـ علیرضا حسن‌زاده، انسان‌شناس و رمان‌نویس، فارغ‌التحصیل دکترای انسان‌شناسی و بورسیه دانشگاه گوته فرانکفورت بوده است و از سال ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۲ عضو حلقه عالی مطالعات «نظم هنجاری» این دانشگاه بوده است. کتاب انگلیسی «آیین‌مندی و هنجارمندی» او در سال ۲۰۱۳ توسط دانشگاه آمستردام منتشر شد. از رمان‌های او می‌توان به «کتاب ممنوع عشق: راز مرگ شاعر کولی‌ها»، «مارادونا محاکمه می‌شود؛ رویا زنجیرشدنی نیست» و «نادرشاه و دختر کولی» اشاره کرد. «پری‌کشان؛ تاریخ عشق و نفرت به روایت پریان شمال» نخستین کتاب از مجموعه‌ای هفت جلدی درباره پریان ایرانی است.

علیرضا حسن‌زاده، انسان‌شناس و رمان‌نویس، در نخستین جلد از مجموعه هفت‌جلدی خود درباره پریان ایرانی، با عنوان «پری‌کشان؛ تاریخ عشق و نفرت به روایت پریان شمال»، سراغ پریان شمال و به‌ویژه گیلان رفته و تلاش کرده از خلال آنها نسبت انسان با طبیعت، دیگری، عشق، قدرت و هنجار را دوباره روایت کند؛ با این تفاوت که این‌بار پریان نه موضوع قصه، بلکه راوی آن هستند و انسان‌ها به سوژه روایت آنها تبدیل می‌شوند.

در ادامه، گفت‌وگوی خبرآنلاین با علیرضا حسن‌زاده، درباره «پری‌کشان»، جهان پریان شمال، نسبت افسانه و رمان و اینکه چرا او ترجیح داده روایت را از زبان «دیگری» پیش ببرد، می‌خوانید.

وقتی از «پری» سخن می‌گوییم، با یک شخصیت واحد و ثابت در فرهنگ ایرانی روبه‌رو نیستیم. شما در «پری‌کشان» پری را چگونه تعریف کرده‌اید؟

پری در فرهنگ ایرانی در دو نوع از ادبیات ایرانی یکی نیست در ادبیات مکتوب از جمله زرتشتی ساسانی شخصیتی مثبت ندارد در فرهنگ عامه او دارای چند چهره است آنگاه که بیشتر با ادبیات دوره پسااسلامی در فرهنگ مردمی می‌آمیزد که جن‌گونه می‌شود اما در بخش مهمی از ادبیات فرهنگ مردمی او چهره‌ای مثبت دارد. البته در اقلیم‌های متفاوت باز تفاوت وجود دارد مثلا میان پریان جنوب و پریان شمال . تصویر او در ادبیات، افسانه‌ها و فرهنگ عامه در دوره‌ها و مناطق مختلف تغییر کرده است. برای من همین سیالیت اهمیت دارد. پری موجودی است که نمی‌توان به‌سادگی او را در یک طبقه مشخص قرار داد؛ نه کاملاً انسان است، نه کاملاً طبیعت و نه صرفاً موجودی خیالی. او موجودی آستانه‌ای است که گاه وارد دنیای آدمیان می‌شود. در این رمان که ملهم از قصه‌های پریان شمال و به‌ویژه گیلان است او موجودی در اکثر موارد مثبت و به‌نوعی همزاد زنان و وجود مهربان زنانه است.

من در «پری‌کشان» از همین ویژگی مرزی استفاده کرده‌ام. پری موجودی «میان‌جهانی» است؛ موجودی که می‌تواند میان جهان انسان، طبیعت، اسطوره و خیال حرکت کند. به همین دلیل، برای روایت تاریخی که قرار است از مرزهای روایت رسمی عبور کند، شخصیت مناسبی است. او نماد مهمی از دیگری است و دگربودگی مثل کولی: نماد زن، دیگری وجودی، حرکت، عشق و زندگی، تابو و حرکت. البته او هم بادپا و هم موج‌پا است که می‌تواند در برابر "حرکت‌هراسی قرار گیرد.

پریان در مرز میان انسان، طبیعت و خیال / این‌بار پریان راوی و ما آدمیان موضوع قصه‌ایم!

چه ویژگی‌هایی در افسانه‌های گیلان و شمال ایران وجود دارد که آنها را برای شما به‌عنوان انسان‌شناس و رمان‌نویس جذاب می‌کند؟

یکی از ویژگی‌های مهم فرهنگ عامه گیلان، حضور بسیار پررنگ طبیعت در جهان تخیل و روایت است. جنگل، کوه، باران، رودخانه، دریا، مه و شالیزار فقط عناصر جغرافیایی نیستند؛ در بسیاری از روایت‌ها بخشی از جهان زنده و معنایی مردم‌اند.

در چنین فرهنگی، مرز میان انسان و طبیعت همیشه به سختیِ جهان مدرن نیست. موجودات غیرانسانی می‌توانند سخن بگویند، حضور داشته باشند یا بر سرنوشت انسان اثر بگذارند. این ویژگی برای من امکان مهمی ایجاد کرد تا پریان را نه جدا از طبیعت، بلکه در پیوند با آن ببینم. در کتاب افسانه زندگان که درباره قصه‌های پریان گیلان است تفاوت نظام اعتقادی و آیینی پریان در شمال را با ادبیات ساسانی زرتشتی چون بندهش نشان داده‌ام.

آیا «پریان شمال» در رمان شما مستقیماً بازتاب افسانه‌های گیلان هستند؟

«پری‌کشان» کتاب فولکلورشناسی یا مجموعه‌ای از افسانه‌های ثبت‌شده نیست؛ یک رمان است. بنابراین من افسانه‌ها را عیناً بازنویسی نکرده‌ام. از حافظه فرهنگی، روایت‌های شفاهی، تخیل عامه و فضای اسطوره‌ای شمال الهام گرفته‌ام و آنها را در جهان داستانی خود بازآفرینی کرده‌ام.

برای من، تفاوت میان «ثبت افسانه» و «آفرینش ادبی از افسانه» مهم است. پژوهشگر می‌پرسد این روایت چگونه شکل گرفته و چه معنایی دارد؛ رمان‌نویس می‌تواند از همان ماده فرهنگی، جهانی تازه بیافریند. البته در بعضی از بازآفرینی‌ها من به اصل روایت شفاهی نزدیک‌ترم و برخی دورتر.

چرا گیلان و شمال ایران ظرفیت ویژه‌ای برای شکل‌گیری جهان پریان دارند؟

شاید بتوان گفت یکی از دلایل آن، تنوع زیست‌محیطی و فرهنگی شمال ایران است. گیلان سرزمین جنگل و دریاست، اما هم‌زمان سرزمین رودخانه، تالاب، شالیزار، کوه و روستا نیز هست. این تنوع جغرافیایی با تنوع فرهنگی و روایی همراه شده است. سه منظر دریا، جنگل و کوه در گیلان بسیار به هم نزدیکاند.

در چنین فضایی، طبیعت صرفاً پس‌زمینه زندگی نیست؛ بخشی از تجربه انسانی است. من در «پری‌کشان» تلاش کرده‌ام این ویژگی را به جهان داستان منتقل کنم؛ جهانی که در آن طبیعت و فرهنگ از یکدیگر جدا نیستند.

پریان در مرز میان انسان، طبیعت و خیال / این‌بار پریان راوی و ما آدمیان موضوع قصه‌ایم!

آیا می‌توان پری را بخشی از «میراث زیست‌فرهنگی» دانست؟

اگر میراث زیست‌فرهنگی را فقط به بناها و اشیای تاریخی محدود نکنیم، بله. افسانه‌ها، قصه‌ها، نام‌های جغرافیایی، آیین‌ها، حافظه‌های محلی و رابطه انسان با محیط طبیعی نیز بخشی از میراث زیست‌فرهنگی ما هستند.

پری در این نگاه فقط یک شخصیت افسانه‌ای نیست؛ حامل نوعی رابطه فرهنگی با جهان است. وقتی یک جامعه درباره پری، جنگل، رودخانه یا موجودات ناشناخته داستان می‌سازد، در واقع بخشی از نگاه خود به طبیعت، دیگری و ناشناخته را نیز روایت می‌کند.

در بسیاری از روایت‌های سنتی، پری می‌تواند موجودی زیبا، فریبنده یا حتی خطرناک باشد. چرا پریان شما بیشتر به سوی آزادی و عشق و مبارزه با سلاطین و خوانین حرکت کرده‌اند؟

من نمی‌خواستم پری را از پیش با یک معنای اخلاقی ثابت تعریف کنم. اتفاقاً یکی از جذابیت‌های پری در فرهنگ عامه همین چندمعنایی بودن اوست.

اما در جهان «پری‌کشان»، این موجود مرزی و آستانه‌ای امکان دیگری پیدا می‌کند: او می‌تواند به جای آنکه صرفاً «دیگریِ ترسناک» باشد، به «دیگریِ قابل گفت‌وگو» تبدیل شود. این جابه‌جایی برای من اهمیت زیادی دارد. شاید بتوان گفت رمان تلاش می‌کند از «ترس از دیگری» به «شناخت دیگری» حرکت کند. پری من چون کولی در رمان‌های دیگرم چون کتاب ممنوع عشق راز مرگ شاعر کولی‌ها فدریکو گارسیا لورکا نماد نقد زن‌هراسی، دگرهراسی، حرکت‌هرایب، بدن‌هراسی و شادی‌هراسی است.

رابطه پریان با زنان در جهان شما چگونه شکل می‌گیرد؟

پریان من تا به‌نوعی همزاد زنان‌اند؛ نه به این معنا که پری را معادل زن قرار دهم، بلکه به این معنا که در برابر روایت‌هایی قرار می‌گیرند که جهان را عمدتاً از زاویه قدرت مردانه روایت کرده‌اند.

پری می‌تواند صورت دیگری از زن، طبیعت، تخیل و آزادی باشد؛ اما هم‌زمان موجودی مستقل از همه این مفاهیم نیز هست. برای من مهم بود که پری فقط ابژه میل یا زیبایی نباشد، بلکه صاحب صدا، حافظه، اراده و تاریخ خودش باشد. قصه‌های پریان قدرتی رهایی‌بخش و انتقادی دارند و پریان در اینجا روایت‌های قدرت را با صدای متفاوت خود نقد می‌کنند.

آیا می‌توان گفت «پری‌کشان» تلاشی برای بازگرداندن صدا به موجوداتی است که در روایت رسمی تاریخ حضور ندارند؟

دقیقاً، اما من این مسئله را فقط به فرودستان محدود نمی‌کنم. مسئله من گسترده‌تر است: چه کسی روایت می‌کند و چه کسی موضوع روایت قرار می‌گیرد؟ اصولا حتی صدای طبیعت را هم باید شنید.

وقتی پری خودش راوی تاریخ می‌شود، جایگاه «راوی» تغییر می‌کند. موجودی که معمولاً در افسانه درباره او سخن گفته می‌شود، اکنون خودش سخن می‌گوید. این جابه‌جایی می‌تواند حتی نسبت ما را با تاریخ تغییر دهد. در این کتاب پری موضوع روایت نیست خود راوی است!

پریان در مرز میان انسان، طبیعت و خیال / این‌بار پریان راوی و ما آدمیان موضوع قصه‌ایم!

شما در آثار پژوهشی خود به آیین و هنجارمندی نیز پرداخته‌اید. آیا پریان شما در برابر نظم و هنجار قرار می‌گیرند؟

پریان لزوماً ضد هنجار نیستند، اما در مرز هنجارها حرکت می‌کنند. موجودی که میان جهان‌ها قرار دارد، به‌طور طبیعی می‌تواند نظم‌های تثبیت‌شده را زیر سؤال ببرد.

برای همین، جهان پریان به جهان «لیمینال» نزدیک است؛ جهانی آستانه‌ای که در آن مرزهای معمول برای مدتی جابه‌جا می‌شوند. در این وضعیت، امکان دیدن چیزهایی فراهم می‌شود که در وضعیت عادی پنهان مانده‌اند. این خود فراخواندن جامعه به پرهیز از تندروی و حرکت به سمت تعادل است.

در نهایت، مجموعه این هفت رمان قرار است چه نسبتی با میراث روایی ایران داشته باشد؟

من می‌خواهم امکان شنیدن صداهای حذف شده را ممکن و آن را در بستر رمان تجربه کنم؛ صداهایی که شاید در حاشیه مانده‌اند یا اساساً در روایت‌های رسمی انسانی هم جایی نداشته‌اند.

«پری‌کشان» از این منظر فقط داستان پریان نیست؛ تجربه‌ای است برای اینکه ببینیم اگر «دیگری» راوی جهان شود، تاریخ، عشق، طبیعت و حتی خود انسان چگونه می‌تواند دوباره روایت شود.

۵۹۵۹

Related Articles

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Back to top button