وقتی حاشیهنشینها، به متن میآیند

«شاهنقش»، نقدی لطیف اما مهم به نظام نابرابر سینما دارد، نظامی که در آن برخی همیشه دیده میشوند و برخی همیشه در سایه میمانند.
به گزارش ایرانی مگ ، «شاهنقش»، فیلمی با حضور سیاهیلشکرها به کارگردانی شاهد احمدلو، ازجمله فیلمهای در حالاکران این روزهای سینمای ایران است. مهسان فراست در یادداشتی در مورد این فیلم چنین نوشت:
فیلم «شاهنقش» به کارگردانی شاهد احمدلو و تهیهکنندگی علی قائممقامی یکی از آثار تازه و متفاوت سینمای ایران است که به دنیای پشت صحنه سینما نگاه میکند؛ جایی که آدمهایی حضور دارند که همواره در حاشیه بودهاند و کمتر دیده شدهاند. فیلمنامه این اثر را هومان فاضل نوشته است. این فیلم با زبانی ساده و قابل فهم، به بررسی زندگی این افراد میپردازد و همزمان نکاتی طنزآمیز و انسانی را به مخاطب منتقل میکند.
در «شاهنقش» جمعی از بازیگران شناختهشده حضور دارند که با تجربه و توانایی خود توانستهاند فضای داستان را باورپذیر کنند. ازجمله بازیگران اصلی میتوان به بهرنگ علوی، هومن برقنورد، نسیم ادبی، پژمان بازغی، محمد متوسلانی، شهرام قائدی، رضا رویگری، عنایت بخشی و مهدی میامی اشاره کرد. ترکیب این بازیگران چه در نقشهای اصلی و چه در نقشهای مکمل، به فیلم حالوهوایی نوستالژیک و انسانی بخشیده است و نشان میدهد که «شاهنقش» بیشتر روی شخصیتها و روابط انسانی تمرکز دارد تا جلوههای بصری یا هیجان کاذب.
داستان فیلم درباره دو دوست قدیمی به نامهای ناصر و رضا میچرخد که سالها در سینما فعالیت کردهاند، اما همیشه در نقشهای فرعی و نامهایشان روی پوستر فیلمهایی که بازی کردهاند، نیامده است. آنها نمونهای از آدمهایی هستند که در طول سالها بارها جلوی دوربین رفتهاند، اما سهمی از شهرت نداشتهاند و همیشه در سایه بودهاند. ناصر شخصیت اصلی داستان، عاشق سینماست و رویای دیده شدن دارد، رویایی که او را با انگیزه و در عین حال گاهی با ناامیدی مواجه میکند. او میخواهد بالاخره یک بار نقش اصلی زندگی خود را بازی کند و این انگیزه، مسیر داستان را شکل میدهد.
وقتی ناصر تصمیم میگیرد در انتخابات صنف هنروران سینما شرکت کند زندگی او و اطرافیانش وارد مسیر تازهای میشود. این انتخابات که به ظاهر ساده است، فرصتهایی برای رقابت، سوءتفاهم، حسادت و نمایش روابط انسانی فراهم میکند. فیلم با زبان طنز و در عین حال واقعگرایانه، نشان میدهد که دنیای پشت صحنه سینما، فقط فرش قرمز و ستارهها نیست بلکه پر از آدمهای گمنام و تلاشهای کوچک است که هر کدام سهمی از این حرفه دارند و چراغ آن را روشن نگه میدارند.
«شاهنقش» از نظر شخصیتپردازی موفق است؛ قهرمان داستان یک انسان معمولی است با آرزوهای بزرگ. ضعفها و امیدهای کوچک او نه قهرمان کلاسیک است و نه قهرمان دم دستی عادی، بلکه آدمی است معمولی و مخاطب میتواند با او همذاتپنداری کند و در رفتارها و تصمیمهایش جنبههایی از زندگی خود را بیابد. در مقابل، برخی شخصیتهای فرعی چندان توسعه نیافته و بیشتر تیپ باقی میمانند، اما همین تیپها هم به فضای داستان کمک میکنند و تصویر کلی زندگی پشت صحنه را کاملتر میسازند.
از نظر کارگردانی شاهد احمدلو سراغ فرمهای سخت و پیچیده نرفته و انتخاب او فیلمی ساده و همهفهم و صمیمی است که تمرکز آن بر شخصیتها و روابط آدمهاست، این انتخاب به نوعی هماهنگ با موضوع فیلم است، زیرا فیلم درباره آدمهای معمولی و زندگی روزمرهشان است تا نمایش سینمایی، در برخی لحظات، شاید کمی جسارت بیشتر در میزانسن و قاببندی میتوانست تأثیر احساسی داستان را عمیقتر کند اما این انتخاب محتاطانه با فضای انسانی داستان تناسب دارد.
فیلم از نگاه و مضمون، نقدی لطیف اما مهم به نظام نابرابر سینما دارد، نظامی که در آن برخی همیشه دیده میشوند و برخی همیشه در سایه میمانند. «شاهنقش» با طنزی نرم، این فاصله را نشان میدهد و یادآوری میکند که موفقیت و دیده شدن تنها به ستاره بودن نیست، بلکه پشت صحنه، آدمهایی حضور دارند که با کمترینها زندگی میکنند و همچنان امیدوار هستند.
پایان فیلم باورپذیر است تا جایی که توانسته است با حسی رویایی و قابل لمس رها میکند. این انتخاب، با مضمون فیلم همخوانی دارد، هرچند ممکن است برای کسانی که انتظار یک پایان خوش یا غافلگیری دارند، کمی ناتمام به نظر برسد.»
۲۴۲۲۴۲




