ناصر ایمانی: تخریب در جریان اعتراضات میتواند ناشی از خشم باشد اما بریدن سر یک انسان در فرهنگ ایرانی جایی ندارد/صداوسیما شکاف ها را رشد داده است

ناصر ایمانی با اشاره به مسئله صدا و سیما و نقش آن در ایجاد نارضایتی مردم گفت: متأسفانه صدا و سیمای ما الان بهگونهای که مقتضای این نسل و این جوانان باشد عمل نمیکند و این هم فاصله را بیشتر خواهد کرد.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، اگر چه اعتراضات به نظر میآید که به پایان رسیده و فضای کشور رو به آرامی میرود اما این سوال را ایجاد میکند که چه اقدامی برای جلب رضایت مردم باید از سوی حاکمیت صورت بگیرد؟
در همین راستا، ناصر ایمانی، فعال سیاسی اصولگرا، در گفتوگویی با خبرگزاری خبرآنلاین، با اشاره به پایان یافتن اعتراضات و راهکار حاکمیت برای رفع نارضایتی مردم بیان کرد:من فکر میکنم که تردیدی وجود ندارد که سردمداران این اغتشاشات اخیر و آنهایی که تحریککننده اصلی بودند، ارتباطات خوبی با سرویسهای بیگانه داشتند. اما بهطور طبیعی، تعدادی هم از جوانان ما در این اعتراضات و خشونتها شرکت داشتند. ما روی سخنمان با آنهاست و با حاکمیت در مورد این سری افراد. آنهایی که در واقع خودفروخته هستند، قاعدتاً با آنها بحثی نیست.
دولت هم در اوایل این ناآرامیها که از بازار شروع شد، یک شوک تحت عنوان جراحی اقتصادی به بازار داد
وی ادامه داد: این موضوع باید در چند لایه مختلف مورد بررسی و اقدام قرار میگرفت و حتما کوتاهیهایی در این زمینه از سوی دستگاههای مسئول شده است. یک لایه از این مسائل، مسائل اقتصادی است. نارضایتی از مسائل اقتصادی، معیشت مردم و در واقع امید به آینده برای وضعیت معیشتی و تنگناهای معیشتی وجود دارد. این عمدتاً وظیفه دولت است که فوریتاً به آن بپردازد. البته متأسفانه دولت هم در اوایل این ناآرامیها که از بازار شروع شد، یک شوک تحت عنوان جراحی اقتصادی به بازار داد که شاید به لحاظ زمانی کار درستی نبود.
این چهره سیاسی اصولگرا خاطرنشان کرد: بنابراین، یک بخش از خواستهها، خواستههای اقتصادی است که دولت باید به آن توجه کند. اینکه قدرت خرید مردم با این نوساناتی که وجود دارد باقی بماند و کاهش پیدا نکند. اگر هم نمیتوانند افزایش بدهند، حداقل قدرت خرید مردم برای مایحتاج ضروری زندگی ثابت باقی بماند. لایه دیگر، مسائل اجتماعی و فرهنگی است که ما در این زمینه واقعاً هم کوتاهیهایی در دولت و کم کاری بسیار زیادی در مجموعه دستگاههای مربوط صورت گرفته است.
نسل جوان در واقع هیچ ارتباط منطقی و مفهومی با حاکمیت ندارد
وی با بیان اینکه ما در مورد قشر جوانمان یک اختلاف نسلی بزرگ داریم، گفت: نسل قبل متعلق به فرهنگ انقلاب و مسائل انقلاب بود. نسل جدید اصلاً اینها را ندیده و بهطور طبیعی باور هم ندارد. از طرف دیگر، در جهان هم اختلاف نسلی به خاطر مسئله فضای مجازی وجود دارد و این موضوع مربوط به ایران نیست. عمدتاً شما الان در بسیاری از کشورهای دیگر هم که نگاه کنید، یک اختلاف نسلی معنادار بین این نسل و نسل قدیم میبینید. در ایران، این موضوع شدیدتر هم هست.
ایمانی با بیان اینکه بنابراین، ما یک اختلاف نسلی داریم و مسئله دیگر این است که مجموعه رفتار حاکمیت در این سالهای گذشته بهگونهای بوده که ارتباط خودش را با نسل جوان قطع کرده است، تصریح کرد: یعنی نسل جوان در واقع هیچ ارتباط منطقی و مفهومی با حاکمیت ندارد؛ حرفهای همدیگر را نمیشنوند. نه اینها حرف آنها را میشوند و نه آنها حرف اینها را درست میشنوند. این خودش یک معضل بسیار بزرگ از جهت عدم درک متقابل یکدیگر است.

وی ادامه داد: مسئله بعدی هم این است که ارزشها و نوع زندگیای که نسل جدید میخواهد و نوع نگاه و زیست نسل قدیم با هم متفاوت است و ما این را در حاکمیت نخواستیم بپذیریم. نسل جدید به گونه دیگری زندگی میکند؛ خواستههایش از زندگی چیزهای دیگری است و حاکمیت نخواسته این را بهدرستی ادراک کند. برای همین هم این فاصلهها بیشتر شده است.
فعال سیاسی اصولگرا با بیان اینکه مسئله آخر هم مسئله امید به آینده است، گفت: امید نقش بسیار تعیینکنندهای دارد. جوانان ما امیدشان به آینده—اینکه شغلشان چه خواهد شد، تحصیلاتشان چه خواهد شد، تشکیل زندگیشان چگونه خواهد بود، درآمدشان چگونه خواهد بود—همه اینها در یک ابهام بزرگ به سر میبرد. این ناامیدی و ابهام نسبت به آینده جوانان طغیانگر میشود.
صدا و سیمای ما الان بهگونهای که مقتضای این نسل و این جوانان باشد عمل نمیکند
وی با طرح این پرسش که چه باید کرد، خاطرنشان کرد: اگر ما صورت مسئله را درست تدوین کنیم، پاسخ هم مشخص است. من از مراجع تصمیمگیر در این زمینه، اعم از دولت، مجلس یا نهادهای ذیربط که بعضاً بودجههای کلانی هم دارند، درخواست میکنم که از نظرات و دیدگاههای جامعهشناسان و روانشناسان اجتماعی استفاده کنند. این اساتید محترم در جامعه ما کم نیستند. از نظرات راهبردی آنها استفاده شود و فقط متکی به ایدههای خودشان یا کارشناسان دولتی نباشند.
ایمانی با اشاره به مسئله صدا و سیما و نقش آن در ایجاد نارضایتی مردم گفت: متأسفانه صدا و سیمای ما الان بهگونهای که مقتضای این نسل و این جوانان باشد عمل نمیکند و این هم فاصله را بیشتر خواهد کرد.
وی با اشاره به برنامه خط خطی و اقدام توهین آمیز این برنامه گفت: من راجع به یک برنامه خاص صحبت نمیکنم؛ ممکن است یک برنامهای پخش شود و فردا صدا و سیما عذرخواهی کند. منظور من کلیات سیاستهای رسانهای صدا و سیماست که منطبق با شرایط اجتماعی، فرهنگی و سیاسی ما نیست. حتی در بعد اخبار هم، اشتباهات زیادی دارند و روی اشتباهاتشان اصرار دارند. فکر میکنند آن چیزی که خودشان میاندیشند درست است و دیگران اشتباه میکنند. خط مشی کلی صدا و سیما، به نظر من، محل انتقاد جدی است. حالا ممکن است یک برنامهای هم پخش شود و خطایی رخ دهد، اما مشکل اصلی سیاستهای کلی است.
این نوع خشونتهایی که ما شاهد بودیم، قطعاً توسط سرویسهای بیگانه تغذیه شدهاند
این فعال سیاسی اصولگرا با اشاره به کم شدن فاصله اعتراضات در کشور و شدت خشونت در آن بیان کرد: من باز هم به شما تذکر میدهم که یقین بدانید این نوع خشونتهایی که ما شاهد بودیم، قطعاً توسط سرویسهای بیگانه تغذیه شدهاند. فرهنگ مردم ایران طی قرون مختلف، حتی در زمان امپراتوریهای هخامنشی، هرگز فرهنگ خشونت نبوده است. هیچجای تاریخ نمیخوانید که ارتش ایران، با وجود فتوحات زیاد، دست به خشونتهای عجیب، قتلعام یا سر بریدن زده باشد. چنین چیزی در تاریخ ما نیست.
وی با بیان اینکه این برخلاف برخی تمدنها و کشورهای دیگر است که خشونت در ذات فرهنگ آنها بوده گفت: مثلاً ببینید در ۳۰۰ سال گذشته، کشور انگلستان چه جنایتهای عجیبی در مستعمراتش انجام داده که قابل تصور نیست. اما درباره مردم ایران، با اینکه از ۲۵۰ سال پیش—از اواخر صفویه—جنگ با روسیه داشتیم، جنگهای منطقهای داشتیم، تحولات داخلی مثل مشروطیت، کودتای ۲۸ مرداد و حوادث دوران انقلاب را تجربه کردیم، اما خشونت انسانی به این معنا که مثلاً با چاقو سر چه مامور انتظامی باشد چه فرد دیگری را ببرند، هرگز در فرهنگ مردم ایران نبوده است.
ممکن است مردم از روی عصبانیت دست به تخریب هایی بزنند، اما اینکه سر ببرند جزو فرهنگ مردم ایران نیست
ایمانی گفت: مردم ایران معترض بودهاند، حتی ممکن است از روی عصبانیت دست به تخریب هایی بزنند، اما اینکه سر ببرند جزو فرهنگ مردم ایران نیست. البته این به این معنی که بگوییم همه کسانی که این کار را کردند از جوانان ما نبودند، نمی شود با قاطعیت گفت چون اطلاعات دقیقی ندارید، اما می توان گفت که مردم ایران اعتراض می کنند، فریاد می زنند، اعتصاب می کنند حتی یک جاهایی آتش و تخریب می کنند. اما خشونت انسانی در فرهنگ ایران نیست. این هایی که این چند روز شاهد بودیم، حتما مردم ایران نبودند. ممکن است شناسنامهشان ایرانی باشد، اما این رفتارها فرهنگ مردم ایران نیست.
فعال سیاسی اصولگرا افزود: در عین حال، این موضوع قابل مطالعه است توسط روانشناسان و جامعهشناسان؛ اینکه اگر بخشی از جوانان ما در صحنههایی شاهد خشونتهای داعشی بودند ولو اینکه خودشان هم معترض بودند باید جلوی آنان را می گرفتند. چرا نگرفتند؟ این خودش یک مسئله مهم روانشناختی است. آیا ما آرامآرام به سمت خشونتهای داعشی در میان برخی از جوانانمان میرویم؟ این یک زنگ خطر بسیار جدی است و باید نسبت به آن حساسیت زیادی به خرج داد.
29215




