قایقسواری در تهران»؛ یک عاشقانه کمدی شریف برای خانوادهها

فیلم «قایقسواری در تهران» ساخته رسول صدرعاملی با فیلمنامه پیمان قاسمخانی و بازی پیمان قاسمخانی، امین حیایی، سحر دولتشاهی و زهرا داودنژاد، در چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر روی پرده رفت؛ فیلمی که بدون ادا و اطوار روشنفکرانه و شوخیهای سخیف، تلاش میکند مخاطب را به یک عاشقانه ساده، قابل لمس و انسانی دعوت کند.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، برنا نوشت: «قایقسواری در تهران» بیش از آنکه بخواهد شاهکار سینمایی باشد، آمده تا سرگرم کند؛ و اتفاقاً همین را هم درست انجام میدهد. فیلم از آن دست آثاری است که میشود با خیال راحت همراه خانواده دید و ساعتی از فشار روزمره فاصله گرفت، بدون نگرانی از شوخیهای نامناسب یا صحنههایی که این سالها در کمدیهای سینمای ایران زیاد شده و تأثیر خوبی روی نوجوانها و جوانها نمیگذارد.
طنز فیلم، طنزی شریف است؛ نه متکی به لودگی و ابتذال، بلکه بر پایه موقعیت و دیالوگ. همین ویژگی یکی از مهمترین امتیازهای اثر محسوب میشود.
داستان، یک عاشقانه ساده است؛ اما ساده به معنای سطحی نیست. روایت، زمینی و قابل همذاتپنداری پیش میرود و شخصیتها واقعیاند. مخاطب میتواند خودش را جای آنها بگذارد و با انتخابها و تردیدهایشان همراه شود.
یکی از نقاط قابلتقدیر فیلم، نگاه برابرش به زن و مرد است. برخلاف جریان رایج سینمای اجتماعی که اغلب زنان را در جایگاه قربانیهای منفعل نشان میدهد، اینجا سحر دولتشاهی نقش زنی مستقل، قوی و سالم را بازی میکند؛ زنی که پیشبرنده است، تصمیم میگیرد و صرفاً نماد رنج نیست. «قایقسواری در تهران» از معدود فیلمهایی است که رابطه زن و مرد را بدون بالا و پایین کردن یکی به نفع دیگری روایت میکند.
فیلم در دل روایت عاشقانهاش، به چند مسئله اجتماعی هم اشاره میکند: از ازدواجهای نامتناسب و اختلاف سن زیاد گرفته تا تأکید بر همسطح بودن زوجین از نظر فکری و سنی، مسئولیتپذیری و تعهد در رابطه، مهاجرت جوانها و ناامیدیشان از آینده، و سیستم اداری فرسودهای که بدون «آشنا» کارها جلو نمیرود.
نمونهاش شخصیت هدیه با بازی سحر دولتشاهی است؛ مهندس برق توانمندی که بهجای فعالیت در حوزه تخصصیاش، کترینگ غذا راه انداخته. یا شخصیت مازیار با بازی پیمان قاسمخانی که با لاتاری به آمریکا رفته و وعده بازگشت داده، اما سالها گذشته و خبری نشده. رابطه مازیار و آیدا (دختر هدیه) هم تصویر روشنی از تعهد و مسئولیتپذیری را پیش چشم میگذارد.
البته فیلم بینقص نیست. پایانبندی جای کار بیشتری داشت و سکانسهای پایانی کمی شتابزده و تا حدی تخیلی از کار درآمدهاند. اما این ضعف، کل تجربه را زیر سؤال نمیبرد.
«قایقسواری در تهران» رسالت خودش را بهعنوان یک عاشقانه کمدی انجام میدهد: فیلمی ساده، محترم، قابل فهم و قابل همدلی؛ اثری که شاید انقلابی نباشد، اما در زمانهای که کمدیهای سخیف زیاد شدهاند، نفس تازهای است برای سینمای خانوادهمحور ایران.
59243




