زجر خاموش صادق هدایت زیر سایه ترور رزمآرا، همسر خواهرش

حالا دو روز است که هدایت خودکشی کرده. من دیروز خبر شدم و دیشب هم تو روزنامهی «لوموند» چهار تا خط راجع به این قضیه دیدم که نوشته بود: «برادرزن ژنرال رزمآرا با گاز چراغ خودکشی کرده است.»
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، صادق هدایت، نویسندهای که اندیشهاش فراتر از زمانهاش ایستاده بود، تنها ۳۲ روز پس از ترور حاجعلی رزمآرا، شوهرخواهرش، دیگر نتوانست فشار تنهایی و طردشدگی را تاب بیاورد. روزهایی که خود آنها را «زجرآور» توصیف میکرد. به گفته نزدیکانش، پس از کشتهشدن رزمآرا، همان افرادی که پیشتر به سراغش میآمدند، ناگهان از او فاصله گرفتند؛ حتی در پاریس، جایی که هدایت برای «معالجه» رفته بود، انزوایش عمیقتر شد.
صبح دوشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۳۰، هدایت تصمیم نهایی را گرفت. پیش از باز کردن شیر گاز، با دقتی حسابشده پول کرایه خانه و هزینه گاز را کنار گذاشت و یادداشتی نوشت که تلخی و طنز سیاه همیشگیاش را در خود داشت. مرگی که بیصدا و در اتاقی کوچک رقم خورد، اما پژواک آن سالها بعد هم خاموش نشد.
دو روز پس از خودکشی، مصطفی فرزانه، دوست نزدیک هدایت، در نامهای از پاریس نوشت که چگونه روزنامه «لوموند» خبر را کوتاه و سرد منتشر کرده بود؛ خبری که بیش از آنکه به جایگاه ادبی هدایت بپردازد، نسبت خانوادگیاش با رزمآرا را برجسته میکرد. فرزانه روایت میکند که هدایت پیش از مرگ، بسیاری از نوشتههای منتشرنشدهاش را پاره کرده بود و میگفت: «دیگر نمیخواهم یک کلمه فارسی از من بماند.»
او باور داشت هدایت «نویسندهای ساده» نبود، بلکه فیلسوفی بود که در محیط خود فهمیده نشد. به گفته فرزانه، سختیهایی که هدایت در ایران دیده بود و بیمهریهایی که حتی در غربت تجربه کرد، همگی در تصمیم نهایی او نقش داشتند.
متن کامل این گزارش را از اینجا بخوانید.
۲۵۹




