تاریخ ایران

راز امضای اعتراضی و عینک دودی حسین تهرانی، پدر تنبک ایران/ آخرین مصاحبه او

امروز که آخرین ساعت‌های عمرم را می‌گذرانم می‌بینم که به کوشش من ضرب اهمیتی یافته است. این وسیله موسیقی که روزی بی‌ارج‌ترین ابزار طرب بود حالا مایه ابراز هنر است. پس از من شاگردانم دنباله کار را می‌گیرند.

امیرمهدی نادری|خبرآنلاین: در تاریخ موسیقی معاصر ایران، نام‌های اندکی یافت می‌شود که با نبوغ و پشتکار خود، نه‌تنها یک ساز را از انزوا نجات دادند، بلکه توانستند جایگاه آن را در فرهنگ موسیقایی این سرزمین برای همیشه تثبیت کنند. استاد حسین تهرانی (۱۲۹۰-۱۳۵۲ خورشیدی) بی‌تردید برجسته‌ترین چهره در این عرصه است. او که بعدها به «پدر تنبک‌نوازی ایران» ملقب شد، ساز تنبک را از جایگاهی محافل مطربی به اوج شکوه و اعتبار رساند و با خلاقیت و پشتکار خستگی‌ناپذیر خود، تحولی بنیادین در نوازندگی این ساز کوبه‌ای ایجاد کرد .

گلدان سفالی و واگن زنانه

حسین تهرانی در سال ۱۲۹۰ خورشیدی در تهران، خیابان ایران، به دنیا آمد. پدرش میرزا اسماعیل از کسبه مورد احترام بازار بود و به موسیقی علاقه داشت. این علاقه، و رفت و آمد دوستان نوازنده میرزا اسماعیل موجب شد تا علی‌رغم مخالفت پدر – به سبب جایگاه اجتماعی‌ – حسین تهرانی کودک به سمت ریتم کشیده شود. اولین ساز او گلدان سفالی بود که پوستی نیم‌بند رویش کشید. سازی که شب‌ها از ترس پدر در زیر رختخواب و پتو پنهانش می‌کرد و تنها مجالی که برای نواختن آن می‌یافت، واگن‌های زنانه قطار بود. هرچند که همین ساز دست ساز و ابتدایی و نواختن‌های پنهانی هم دوام نیاورد و چند وقتی موجب دوری او از تنبک و به اصطلاح مطربی شد؛ اما این جدایی موقت بود.

با وجود فقر و مخالفت‌ها، شور و شوق به تنبک او را به سمت استادان موسیقی وقت کشاند و در سال ۱۳۰۷ کار جدی خود را پیش حسین‌خان اسماعیل‌زاده آغاز کرد. در آن دوران که نت‌نویسی برای ساز تنبک مرسوم نبود برای به خاطر سپردن وزن‌ها و ریتم‌ها از اصطلاحات موزونی مانند «بله و بله و بعله دیگه» و «یک‌صد و بیست و پنج» استفاده می‌شد. تهرانی نیز با همین روش، پایه‌های تکنیکش را ساخت. و بعدها هم پیش استادانی چون رضا روانبخش، مهدی قیاسی و کنگرلو رفت.

از زورخانه تا محفل هنرمندان

مسیر زندگی تهرانی با یک اتفاق مهم تغییر پیدا کرد. در همان زمانی که برای نواختن ضرب به زورخانه‌ها می‌رفت با جواد بدیع‌زاده، خواننده و آهنگساز سرشناس، آشنا شد. بدیع‌زاده که متحیر استعداد او شده بود، چند روز بعد در مجلسی با حضور چهره‌های برجسته ادب و هنر مانند ابوالحسن صبا، حبیب سماعی، ملک‌الشعرای بهار و ذکاءالملک فروغی معرفی‌اش کرد. در آن مجلس، صبا و سماعی مشغول نوازندگی شدند و تهرانی هم با تنبکش به همراهی آنان پرداخت. حبیب سماعی که خودش از تنبک‌نوازان سرآمد بود، برای آزمودن استعداد مقابلش بارها ریتم را تغییر داد و سرعت گرفت، اما تهرانی از آزمایش‌های سماعی موفق بیرون آمد. همین شد که تقدیر تهرانی در آن شب تغییر کرد و آغازی شد برای پیوندی عمیق با ابوالحسن صبا، که تهرانی تا پایان عمرش او را استاد اصلی خود می‌خواند.

رادیو تهران و هنرستان موسیقی

پس از این ماجرا بود که درهای موسیقی حرفه‌ای به روی حسین تهرانی گشوده شد. فرصت‌های طلایی و به‌یادماندنی مانند حضور و فعالیت در رادیو تهران از همان سال اول تاسیس (۱۳۱۹) و حدود ۴ سال بعد هم راهی شدن به مدرسه موسیقی وزیری به دعوت کلنل علینقی وزیری در سال ۱۳۲۳ و تدریس تنبک. تدریسی که تا سال ۱۳۲۸ که هنرستان موسیقی ملی به همت روح‌الله خالقی تأسیس شد، ادامه یافت.

نوآوری‌های تهرانی محدود به تدریس نبود. او برای اولین بار اقدام به تشکیل گروه تنبک (گروه‌نوازی تنبک) کرد و قطعاتی را برای اجرای گروهی تنظیم کرد که اقدامی بی‌سابقه بود. همچنین او را باید بنیان‌گذار نت‌نویسی برای تنبک دانست. او روشی را برای ثبت دقیق ریتم‌ها و تکنیک‌های اجرایی به کار گرفت که بعدها با همکاری استادانی چون حسین دهلوی، هوشنگ ظریف و فرهاد فخرالدینی به صورت کتاب «آموزش تنبک» منتشر شد. این کتاب که در سال ۱۳۵۰ انتشار یافت، اولین کتاب آموزشی مدون برای این ساز به شمار می‌رود.

برای هر انگشت دست، صدایی خاص قائل بود

حسین تهرانی با شناختی عمیق از موسیقی ایرانی و ردیف‌های آن، به تنبک روحی تازه بخشید. او معتقد بود ضرب، قلب موسیقی ایرانی است. فرامرز پایور در یادنامه‌ای که به مناسبت نخستین سالگرد درگذشت او نوشت، به دانش وسیع تهرانی از دستگاه‌ها و گوشه‌های موسیقی ایرانی و تسلطش بر تصنیف‌های قدیمی اشاره کرده است. تهرانی پوست تنبک را از نظر طنین صدا به سه ناحیه (مرکزی، میانی و کناری) تقسیم کرد و برای هر انگشت دست، صدایی خاص قائل بود و بر استفاده درست از آن‌ها در لحظات مختلف تأکید داشت.

از نظر منش فردی هم کسی چیزی به جز ادب و تواضع از استاد مسلم تنبک که تمام دارایی‌اش در خانه کوچکی که همان هم به کمک وزارت فرهنگ خریداری شده بود ندید. تهرانی با عینک دودی مخصوصش هم در یادها ماند زمانی که در جوانی بر اثر سانحه‌ای در کارگاه صنعتی، یک چشم خود را از دست داد و بعد از آن همیشه با عینک دودی دیده شد.

اما فراتر از عینک دودی داستان امضایش شد سند ظلم ناپذیری و هویت خاص او. نقل است که روزی به دعوت دوستی به خانه‌اش رفت و شاهد بی‌عدالتی و ضرب و شتم خدمتکاری از سوی صاحبخانه بر سر ۶۳ تومان پول شد. تهرانی آن مبلغ را از جیب خود پرداخت تا خدمتکار را از آن وضع نجات دهد و از آن پس، به نشانه اعتراض و برای فراموش نکردن آن ظلم، همیشه امضای خود را به شکل عدد ۶۳ می‌نوشت.

راز امضای اعتراضی و عینک دودی حسین تهرانی، پدر تنبک ایران/ آخرین مصاحبه او

آخرین مصاحبه حسین تهرانی

استاد حسین تهرانی پس از ۶۲ سال تلاش بی‌وقفه برای اعتلای ساز محبوبش، سرانجام شامگاه دوشنبه ششم اسفند ۱۳۵۲ از دنیا رفت. فردای آن روز روزنامه اطلاعات، ضمن اعلام خبر درگذشت این استاد بلندآوازه موسیقی، بخش‌هایی از آخرین مصاحبه او را به این شرح منتشر کرد: «امروز که آخرین ساعت‌های عمرم را می‌گذرانم می‌بینم که به کوشش من ضرب اهمیتی یافته است. این وسیله موسیقی که روزی بی‌ارج‌ترین ابزار طرب بود حالا مایه ابراز هنر است. پس از من شاگردانم دنباله کار را می‌گیرند. گاهی می‌بینم که عده‌ای برای موسیقی ایرانی نگران هستند! تا ایرانی برجاست موسیقی ایرانی پایدار خواهد ماند.» (اطلاعات، ۷ اسفند ۱۳۵۲، ص ۷)

پیکر حسین تهرانی در قبرستان ظهیرالدوله تهران، در میان هنرمندان و بزرگان فرهنگ این سرزمین به خاک سپرده شده است. میراث او برای موسیقی ایران، فراتر از تکنیک‌ها و قطعاتی است که از خود به جای گذاشت. او با شاگردان بسیاری که تربیت کرد (ازجمله مرحوم علی زاهدی)، جریان‌ساز اصلی تنبک‌نوازی معاصر شد. تمام آن‌چه امروز به عنوان هنر ضرب و تنبک‌نوازی در محافل هنری و ارکسترهای معروف کشور اجرا می‌شود، مرهون زحمات و عشق بی‌پایان این هنرمند متواضع است. بی‌سبب نیست که او را طلایه‌دار و پدر تنبک‌نوازی نوین ایران می‌نامند. یادش گرامی.

۲۵۹

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا