تاریخ جهان
-

چارلی چاپلین: من دیگر ساکن سرگشته محلات پست لندن نبودم
سیدنی رو به من کرد و گفت: «تو نمیخواهی مادرم را در اتاق لحافپوش ببینی؟» (اتاق لحافپوش در تیمارستان اتاقی…
Read More » -

چارلی چاپلین: میکوشیدم لباس ژنده و کفشهایم را که پنجههایش بیرون زده بود، از دیگران پنهان کنم
ناراحت و دستپاچه شدم، زیرا میترسیدم که همانجا از من بخواهند که من نقش خود را فیالمجلس بخوانم، زیرا من…
Read More » -

عکس/ صدام ۲۵ ساله در حال نشانه رفتن اسلحه به سمت نامزدش، ساجده
در این عکس، صدام ژست نشانه رفتن اسلحه به سمت شقیقه نامزدش را به خود گرفته است. به گزارش ایرانی…
Read More » -

چارلی چاپلین: به کار هیزمشکنی مشغول شدم
لباسهایم کثیف و پاره و کفشم دهان باز کرده و کلاهم شبیه زیرپوش افتاده زنانه بود. به گزارش ایرانی مگ…
Read More » -

عکس/ ملک سلمان، پادشاه عربستان در حال رقص شمشیر؛ سال ۱۳۸۱
تصویری کمتر دیده شده از ملک سلمان بن عبدالعزیز آل سعود، شاهزاده وقت (پادشاه کنونی عربستان سعودی) را در حال…
Read More » -

چارلی چاپلین: مثل آدمی فراری خود را از چشم همه پنهان میداشتم
تا چند روز اول کسانی را که میشناختم ندیدم و نه با کسی کلمهای حرف زدم. صبحهای زود دزدانه از…
Read More » -

عکس/ پادشاه اردن در حال قدم زدن با صدام؛ سال ۱۳۶۹
تصویری کمتر دیده شده ملک حسین، پادشاه اردن در حال قدم زدن با صدام حسین و در سال ۱۳۶۹ مشاهده…
Read More » -

چارلی چاپلین: همسایگان با ترس به ما نگاه میکردند
دکتر که مردی سالخورده بود پس از آنکه جریان را از زبان صاحبخانه شنید که عینا با آنچه بچهها گفته…
Read More » -

چارلی چاپلین: نمیتوانستم بفهمم که مادرم به علت سوءتغذیه ضعیف شده
این راهحلی ایدهآل برای تمام مشکلات مادرم بود. پس از پایان مراسم تدفین فورا این فکر را با مادرم در…
Read More » -

چارلی چاپلین: لباسهای کهنه مادرم را در کنار پیادهرو حراج کردم!
بازگشت سیدنی از اولین سفرش برای ما در حکم جشنی بود، زیرا بالغ بر ۳ پوند پول که همگی سکههای…
Read More » -

چارلی چاپلین: ما سخت گرسنه بودیم؛ برای همین مادرم اجاق نفتی کهنهمان را در برابر نیم پنی فروخت
به کافهها و میخانهها رفتم مقابل خانمها میایستادم و با لحن غمانگیزی آهسته میگفتم: «گل نرگس، خانم!» «خانم، گل نرگس!»…
Read More » -

شرکتکننده مسابقه دختر شایسته، چگونه تاریخنگار ترامپ شد؟
ترامپ در گفتوگو با شبکه فاکسنیوز گفت: «آنچه من شخصا هنگام بازدید از موزه دیدم، تأکید بیش از اندازه بر…
Read More » -

چارلی چاپلین: این آخرین باری بود که پدرم را زنده دیدم
سه هفته بعد او را به بیمارستان «سنت توماس» بردند. برای بردنش بدانجا مجبور شده بودند که او را مست…
Read More » -

خاطرات مظفرالدینشاه: رئیس کارخانه اسلحهسازی در بوداپست به حضور آمد
قدری از منسوجات بوداپست خواسته بویدم که ملاحظه نماییم همینطور که در همه چیز مجارستان ترقی کرده است در منسوجات…
Read More » -

دیکتاتورهایی که تریبون مجمع عمومی سازمان ملل را رها نمیکردند!
«... مرد موشکی در حال انجام مأموریتی انتحاری برای خود و رژیمش است.» ترامپ با این عبارت به کیم جونگ…
Read More » -

چارلی چاپلین: در صحنه تئاتر نقش گربه بازی کردم
... اگر قبل از رفتن روی صحنه صورت یکی از ما اندکی کمرنگ بود ما را وادار میکرد که با…
Read More » -

از چکش ایسلندی تا حمله یک دایناسور؛ هشت لحظه شگفتانگیز در تاریخ مجمع عمومی سازمان ملل
در ۱۲ اکتبر ۱۹۶۰، «نیکیتا خروشچف» رهبر اتحاد جماهیر شوروی، بنا بر گزارشها، هنگام سخنرانی نماینده فیلیپین، کفش خود را…
Read More » -

چارلی چاپلین: مادرم اتاقی در پشت کارخانهای اجاره کرده بود که هر روز بوی اسید کارخانه آن را پر میکرد
در نزدیکی کافه شبح پدرم را دیدم، نزدیک رفتم و جریان را به او گفتم، ولی پدرم گفت: «خود من…
Read More »

















